تمام ناتمام من، با تو تمام می شود
تمام ناتمام من، با تو تمام می شود
شاعر بی نام و نشان، صاحب نام می شود
تمام من به نام تو، شعر دوباره می شود
بند سکوت کهنه ام، چهارپاره می شود
تمام نه! تمام نه! که جام ناتمام لبریختهام
تمام نه! تمام نه! که ناتمامی از تو آویختهام
در این حریر خانگی، روی ترانه شستهام
تمام خون من شبی، پر از ستاره میشود
از تو بر این ترانهها، نور ستاره میچکد
بر این بلند بیصدا، غزل دوباره میچکد
تمام نه! تمام نه! که جام ناتمام لبریختهام
تمام نه! تمام نه! که ناتمامی از تو آویختهام
چکه کن ای ابرک من، مثل ستاره بر زمین
طلوع میلاد مرا، در شب بی سحر ببین.
شاعر بی نام و نشان، صاحب نام می شود
تمام من به نام تو، شعر دوباره می شود
بند سکوت کهنه ام، چهارپاره می شود
تمام نه! تمام نه! که جام ناتمام لبریختهام
تمام نه! تمام نه! که ناتمامی از تو آویختهام
در این حریر خانگی، روی ترانه شستهام
تمام خون من شبی، پر از ستاره میشود
از تو بر این ترانهها، نور ستاره میچکد
بر این بلند بیصدا، غزل دوباره میچکد
تمام نه! تمام نه! که جام ناتمام لبریختهام
تمام نه! تمام نه! که ناتمامی از تو آویختهام
چکه کن ای ابرک من، مثل ستاره بر زمین
طلوع میلاد مرا، در شب بی سحر ببین.
- ۵۶۵
- ۱۳ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط