{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نازلی سخن نگفت؛

نازلی سخن نگفت؛
چو خورشید
از تیرگی برآمد و
در خون نشست و رفت…
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

ای کاش میتوانستمخونِ رگانِ خود رامنقطرهقطرهقطرهبگریمتا باورم...

‏من پری کوچک غمگینی را می‌شناسم که شب از یک بوسه می‌میرد و س...

آه بگذار تو راآن گونه به یاد آرم که چون وجود نداشتی بودی... ...

مرا لبان تو بایدشکر چه سود کند... #سنایی #عاشقانه

🥀‌🏴خورشیدِ طوس از غمِ هجرت به خون نشستدل‌ها ز داغِ غربتِ سلط...

🥀‌🏴خورشیدِ طوس از غمِ هجرت به خون نشستدل‌ها ز داغِ غربتِ سلط...

📌🥀‌🏴خورشیدِ طوس از غمِ هجرت به خون نشستدل‌ها ز داغِ غربتِ سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط