MRLOVE
MR.LOVE
Part 2
سومین: خب...همینجا بشین تا برات آب بیارم
هان: نه نمیخوام
سومین: بازم من میرم میارم
هان: باشه
[سومین] رفتم از آشپزخونه آب رو برداشتم و برای هان دادم
هان: میشه همینجا بمونی؟
سومین: اممم...باشه
هان: مرسی
سومین: خب از اونجایی که من همین اتاق رو دارم، تو اینجا بخواب من میرم تو پذیرایی میخوابم
هان: نه نیازی نیست تو هم اینجا بخواب
سومین: خب...باشه(تعجب)
[سومین] رفتم و روی کاناپه ی کنار پنجره دراز کشیدم
هان: اینجا نمی خوابی؟
سومین: نه
هان: مگه کنارم بخوابی چی میشه
سومین: حالا دیگه(و بعد چراغو خاموش کردم)
سومین: دیگه بخواب
(پرش زمانی به صبح)
[سومین] نزدیکای صبح بود که از روی کاناپه افتادم. طبق قبلا که از روی تخت میافتادم و بعدش روی تخت میخوابیدم، ایندفعه هم روی تخت خوابیدم...
ادامه دارد...🪼
Part 2
سومین: خب...همینجا بشین تا برات آب بیارم
هان: نه نمیخوام
سومین: بازم من میرم میارم
هان: باشه
[سومین] رفتم از آشپزخونه آب رو برداشتم و برای هان دادم
هان: میشه همینجا بمونی؟
سومین: اممم...باشه
هان: مرسی
سومین: خب از اونجایی که من همین اتاق رو دارم، تو اینجا بخواب من میرم تو پذیرایی میخوابم
هان: نه نیازی نیست تو هم اینجا بخواب
سومین: خب...باشه(تعجب)
[سومین] رفتم و روی کاناپه ی کنار پنجره دراز کشیدم
هان: اینجا نمی خوابی؟
سومین: نه
هان: مگه کنارم بخوابی چی میشه
سومین: حالا دیگه(و بعد چراغو خاموش کردم)
سومین: دیگه بخواب
(پرش زمانی به صبح)
[سومین] نزدیکای صبح بود که از روی کاناپه افتادم. طبق قبلا که از روی تخت میافتادم و بعدش روی تخت میخوابیدم، ایندفعه هم روی تخت خوابیدم...
ادامه دارد...🪼
- ۱.۸k
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط