fidaa
۱۰۳
پسند
شب فرو می افتاد...
شب فرو می افتاد...
به درون آمدم و پنجره ها را بستم،
باد با شاخه در آویخته بود.
من در این خانه،
تنها،تنها،
غم عالم به دلم ریخته بود...
هوشنگ_ابتهاج
دانلود
۴.۲k
۲۶ مهر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (
۱
)
پدرم نیست ...
در هیاهوی روزگار، خانهی ما هنوز در سکوتِ غم فاطمه و غربتِ ع...
جاده بی راهه
اندوه دلمرازی ست که در سکوت شبانه ب...
👇👇👇دلنوشته خودم«گاهی سکوت، بلندترین فریادِ آدم است. همین.»«ن...
تقدیم به مادر شهیدمون💔🖤🤍دیر آمدم دیر آمدم در داشت میسوختهیئ...
دل نوشته برای سرباز وطن
#شب و #دلتنگی و #تنهاییسه رفیق قدیمی من!هر شب ، بیدعوت می...
دلم کمی کودکی می خواهد...کمی بچگی ، بی خیالی ، بی نگرانی برا...
دور از هیاهوی آدم ها
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین