{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به زمان خندیدم

به زمان خندیدم
و زمان هم خندید
نارفیق از پس خنده من
کاری کرد
سالیانیست که می بارد غم
و من از خنده ی خود واماندم
به زمان میگویم
عفو کن ، جان مرا
که من اکنون نتوانم که به رویت خندم !
باز می خندد و با حجم سنگین عقربه ها می گوید
من دلم شفاف است که تو جان می گیری
یک عمر نالیدم و از ناله ی من می خندد

/ سعید
دیدگاه ها (۴)

چند پارتیپارت ۳لرزشِ خفیفی در دستانِ جونگکوک پیچید، اما نه ا...

عاشقم باش Part 41

KIM V

به زمان خندیدم و زمان هم خندید نارفیق از پس خنده من کاری کرد...

🌹بی اختیار، چند بار پشت سر هم سرفه میکنم. بچه ها صدای سرفه ه...

آب زنید راه را دختر عشق آمده مژده دهید شاه را خواهر عشق آمده...

به بهانه. 2مرداد،پانزدهمین سال در گذشتاحمد شاملو "الف بامداد...

اینجا خیابان جمهوری است و آنچه می بینید، صحنه ای است که با ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط