{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part 13
ویو ا.ت
رفتم توی اتاق. مثل همون اتاقی بود که دفعه‌ی قبل داخلش بیدار شدم. روی تخت دراز کشیدم و چشامو بستم... سعی کردم بخوابم ولی دادو بیداد های این کصخلا نمیزاشت. رفتم ببینم دارن چه گوهی میخورن. اون پسره کاکوچورو دیدم
ا.ت: هی.. این همه سر و صدا برا چیه
کاکوچو بقیه دارن تمرین میکنن.. عاا.. میخوای بری ببینی؟
ا.ت: اره میرم یه نگاه بندازم
صدا رو دنبال کردن و به یه زمین تمرین رسیدم
ران: اوه ا.ت! انجا چیکار میکنی
ا.ت: خیلی سرو صدا میکردین اومدم ببینم چه مرگتونه. انقدر هم باهام صمیمی حرف نزن وقتی هیچ ستمی باهاتون ندارم
سانزو: خوب مایکی ازمون خواسته چند تا تمرین بدنی انجام بدیم
ا.ت: مایکی؟
سانزو: اره
ا.ت: مایکی کیه؟
ریندو: عه.. راس میگه هیچی نمیدونه ببین مایکی لقب مانجیروعه
مایکی: مشکل چیه؟
ران: این دختره اومده ببینه اینجا چخبره
مایکی: ا.ت توهم برو باهاشون تمرین کن مگر اینکه نتونی از پس هر ستاشون بر بیای
ا.ت: چی گفتی؟
دیدگاه ها (۲)

نشانه های بزرگ ترین خطر دنیا

نمیدونم چم شده دارم پارت میدم عجیبیبببببهوشیوازا ( همین بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط