وقتی به عنوان خواهرسالش چاقو میخوری پارت

•وقتی به عنوان خواهر14سالش چاقو میخوری• پارت 2~🌻
🦅 #جی 🦅

داشتین تو خیابون به سمت خونه راه میرفتین بدون اینکه مکالمه ای بینتون باشه..جی هم میدونست تو ازش ناراحتی پس تصمیم گرفت یه جورایی از دلت در بیاره

_اممم..ا/ت یه لحظه اینجا وایسا من برم و بیام
+وایسا کجـا...
جی سریع به سمت یه بستنی فروشی رفت و چند دقیقه بعد با دوتا بستنی پسته ای برگشت🍦🍦
_بفرمااااا بستنی خریدم واست
+چی..پسته ای؟!
+ولی من که به پسته ای حساسیت دارم نمیتونم بخورم نکنه یادت رفته!!؟؟
..._
_عه وای🤦🏻‍♂️..چیزه ببخشید حواسم نبود اصلا
+واقعا که! تو کی حواست هست اخه!!
_باشه حالا ناراحت نباش میرم عوض میکنی
بعد دوباره به سمت بستی فروشی برگشت
ویوا/ت:
بعد رفتن جی نفس عصبی کشیدم..
+چجوری حواسش نبود اخه..من هیچوقت پسته ای نمیخورم فقط بستنی مورد علاقه ی خودشو خریده!!😤
داشتم همینجوری با خودم حرف میزدم
که یهو صدای جیغی از تو یه کوچه شنیدم و خواستم ببینم صدای کیه پس به سمت صدا حرکت کردم، وقتی وارد کوچه شدم با دیدن صحنه روبه روم پاهام سست شد..

#سناریو #انهایپن #جی_پارک #سناریو_انهایپن #سناریو_جی #Enhypen #Jay
دیدگاه ها (۱)

•وقتی به عنوان خواهر14سالش چاقو میخوری• پارت3~🌻🦅 #جی 🦅 یه مر...

•وقتی به عنوان خواهر14سالش چاقو میخوری• پارت4 (آخر)~🌻🦅 #جی 🦅...

•وقتی به عنوان خواهر14سالش چاقو میخوری• پارت1~🌻🦅 #جی 🦅(ا/ت و...

•وقتی عضو هشتمی و نصف شب میبینن نخوابیدی و داری با گوشیت باز...

دو رقیب عشقیپارت ۲«ا/ت ویو»ا/ت: میدونم تهیونگ ببخشید...میشه ...

Magic penویو لینو = از کمپانی برگشتم خونه ....رمز در رو زدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط