{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوختنم را دیدی وخندیدی

سوختنم را دیدی وخندیدی


خنده ات را دیدم وسوختم


خنده هایم راخواهی دید


دیدار ما به وقت سوختنت

وصی پور
دیدگاه ها (۱)

… ﺍِجبار نمے ڪُنَم بہ دادَم بِرسے… هَرچَند نمانده ازفَراقت ن...

آمدم عاشق شوم مستی کنم حالش نبودنام من در قهوه و فنجان و در...

جمعه یعنی بی تو بودن جمعه یعنی انتظارجمعه یعنی چشم بر راهم ک...

جمعه یعنی چشم هایم پر زحس انتظارجمعه یعنی گشته ام زندانی هجر...

𝓹𝓪𝓻𝓽2ات ویودیدم که عرررررر قبول شدم که یهو یه شماره ناشناس ز...

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

𝓹𝓪𝓻𝓽 3تو خونه قبل اومدن ات ویونامجون: اینهمه تلاش کن ۱۷سال ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط