نمیدونم چی داشتیم

نمیدونم چی داشتیم
چی نداشتیم

حواست هست یک تابستان دیگر هم گذشت
حالا باید دوباره دل خوش کنیم به آمدن پاییز،یک پاییز خوشرنگ
پاییزی که دلت نگیرد و غروبش غم نداشته باشد
توی کوچه و پس کوچه هایش بغض نباشد
پاییزی که مهر و آبان و آذرش تو را یاد هیچ خاطره خیسی نیاندازد
یک پاییز دوست داشتنی که شاید مال من و تو باشد
میمانیم به امید پاییزی که نه از فاصله خبری باشد نه ازدرد.
نه از زخم نه از جنگ نه از فقر
به امید پاییزی که وقتی به آخر رسید جوجه ای از جوجه هایمان کم نشده باشد
دیدگاه ها (۲)

اسکارِ دست و پا گیرترین اتفاق دنیا هم باید برسه به جنگ !

زن‌ها ،گاهی تمامی دنیایشان رامیان چاردیـواری آغوش یک مرد جست...

شهریورم تمام شد... کم کم پاییز داره از راه میرسه... اما تو د...

پدری که پس از مرگ همسرش برای شیر دادن به فرزندش از عکس همسرش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط