{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانم چرا بیمارم امشب

نمیدانم چرا بیمارم امشب
سکوتی خفته در گفتارم امشب
غم اشک دلم آهسته می گفت
پریشان از فراق یارم امشب .
دیدگاه ها (۱)

دلم برایت تنگ شده !می خواهم آنقدر اشک بریزمتا غبار فاصله از ...

چگونه دست دلم را بگیرم ودر كناردلتنگیهایم قدم بزنمدر این خیا...

هرگاه دلت یاد کسی کرد و فرو ریخت ، آنگاه به یاد آر که من نیز...

نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم ، تو همیشه دعوتی ...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

سلام یا رقیه جانم 😭🏴بیا بابا دلم غم دارد امشبتورا بابا فقط ک...

حنا بندان جنوب اشک و لبخند بهم آمیخته است. اغلب مادرها و خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط