{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من نه عاشق بودم

من نه عاشق بودم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من

من خودم بودم و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزید

من خودم بودم دستی که صداقت میکاشت

گر چه در حسرت گندم پوسید

من خودم بودم هر پنجره ای

که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود

و خدا میداند بی کسی از ته دلبستگی ام پیدا بود

من نه عاشق بودم

و نه دلداده به گیسوی بلند

و نه آلوده به افکار پلید

من به دنبال نگاهی بودم

که مرا از پس دیوانگی ام میفهمید

آرزویم این بود

دور اما چه قشنگ

که روم تا در دروازه نور

تا شوم چیره به شفافی صبح

به خودم می گفتم
دیدگاه ها (۷)

من نه عاشق بودمو نه محتاج نگاهي که بلغزد بر منمن خودم بودم و...

من نه عاشق بودم. نه محتاج نگاهی که بلغزد بر منمن خودم بودم و...

من نه عاشق بودم ونه محتاج نگاهي كه بلغزد برمن،
من خودم بودم ...

من نه عاشق بودم ونه محتاج نگاهی که بلغزد برمن،
من خودم بودم ...

من نه عاشق بودم،نه محتاج نگاهی که بلغزد بر منمن خودم بودم و ...

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم ب...

من نه عاشق بودم،نه محتاج نگاهی که بلغزد بر منمن خودم بودم و ...

من نه عاشق بودم،نه محتاج نگاهی که بلغزد بر منمن خودم بودم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط