میگویند چرا تنهایی
میگویند چرا تنهایی
نمیفهمند من تنها نیستم
نامت بر زبانم
خیالت در ذهنم و
عشقت در قلبم
من تنها نیستم
مگر میشود زبانم و ذهنم و قلبم
تو باشی و من تنها باشم
میگویند چرا تنهایی
نمیفهمند من تنها نیستم
مگر تو را نمیبینند در چشمانم ؟
من تنها نیستم
چرا به اینها نمیگویی که هستی با من ؟
با یادگاری هایی ک به من هدیه کردی
این زخم ها از تو وفادار ترند
میبینی ؟؟
هنوز هم یادم نرفته آن عصری ک دستانم را گرفتی
گفتی به عشقی که به چشمانت دارم قسم
هستم ...
قسمت با همه شیرینی اش
خوب نبود
اینرا حالا فهمیدم
بعد شکستن عهدت چشمانم چیزی نمیبیند
هیچ چیز ...
میگویند چرا تنهایی
نمیفهمند من تنها نیستم
با این حجمه از حضورت چگونه میتوان تنها بود ؟
شبهایم با خیال تو روز میشود
و روز هایم با یاد تو شب
من تنها نیستم
شیرینی دلزده ام میکند
من به همین تلخی قانعم
من تنها نیستم
هر شب ازین شهد تلخ سر مستم
نمیفهمند من تنها نیستم
نمیفهمند من تنها نیستم
نامت بر زبانم
خیالت در ذهنم و
عشقت در قلبم
من تنها نیستم
مگر میشود زبانم و ذهنم و قلبم
تو باشی و من تنها باشم
میگویند چرا تنهایی
نمیفهمند من تنها نیستم
مگر تو را نمیبینند در چشمانم ؟
من تنها نیستم
چرا به اینها نمیگویی که هستی با من ؟
با یادگاری هایی ک به من هدیه کردی
این زخم ها از تو وفادار ترند
میبینی ؟؟
هنوز هم یادم نرفته آن عصری ک دستانم را گرفتی
گفتی به عشقی که به چشمانت دارم قسم
هستم ...
قسمت با همه شیرینی اش
خوب نبود
اینرا حالا فهمیدم
بعد شکستن عهدت چشمانم چیزی نمیبیند
هیچ چیز ...
میگویند چرا تنهایی
نمیفهمند من تنها نیستم
با این حجمه از حضورت چگونه میتوان تنها بود ؟
شبهایم با خیال تو روز میشود
و روز هایم با یاد تو شب
من تنها نیستم
شیرینی دلزده ام میکند
من به همین تلخی قانعم
من تنها نیستم
هر شب ازین شهد تلخ سر مستم
نمیفهمند من تنها نیستم
- ۲۴۲
- ۱۸ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط