پارت دوم رمان ماه عسل

پارت دوم رمان ماه عسل


کردم و اروم اروم تو تاریکی قدم


زدیم و سیاووش نزدیک من اومد


ودست من و بامهربونی گرفت و


گفت: نمی خوام تا زمانی که اینجا


هستی؛ واست مشکلی پیش بیاد؛


پس دست من و هرجا خواستی

بگیر تا نیوفتی و بلای دیگه ای

به سرت نیاد٠

به همه جای حیاط نگاه می کنم و

واقعا زیبا هست؛ فقط پارکینگ

تاریک بود؛ اما حیاط چراغونی؛

سرمو بلند کردم و به همه جای

خونه نگاه کردم؛ بنظر عمارت

می یاد؛ سیاووش یک مرد کاملا


پول دار تهرانی و صاحب خونه

مجلل که ارزوی هرکسی می تونه

باش٠


#ملیحه دورانی#دلبردورانی#ماه عسل#-#ازتالش#
دیدگاه ها (۰)

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۶سریع دوش گرفتم و آرایش کردم...

### پارت دوم: سایه‌یِ آرامِ شب و رازهایِ کوچکهوا دیگه کاملاً...

چند پارتی (درخواستی)

Part ¹⁰اسلاید 2 : لباس و باشگاه جونگکوکویو لیلی لبخند پرنگی ...

My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...

پارت ۱۱

پارت ۲ ویو ا.ت فضای بینمون کمی آروم شده بود با دستم آروم اشک...

پارت ۱۶: پایانِ داستان… و شروعِ یک زندگیغروب بود. آسمون رنگِ...

dark life = 38

part ⁷جونگکوک: م.....*پریدن وسط حرفشب.ج: تو اصن میدونی که گو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط