{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امیدوارم یه روز که از خواب بیدار شدم رفتم صورتمو شستم و ب

امیدوارم یه روز که از خواب بیدار شدم رفتم صورتمو شستم و بعد واسه برداشتن عینکم برگشتم تو اتاقم جسدمو رو تختم ببینم....
دیدگاه ها (۰)

این داستان:

اشک-

کتابا>>>

اوه یس محکمتر محکمتر🗿

حادثه خیابان ۱۳صبح با بی حوصله گی از خواب بیدار شدم .رفتم و ...

وقتی توی جشن......(درخواستی)

عشق ممنوع p6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط