{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امیدوارم یه روز که از خواب بیدار شدم رفتم صورتمو شستم و ب

امیدوارم یه روز که از خواب بیدار شدم رفتم صورتمو شستم و بعد واسه برداشتن عینکم برگشتم تو اتاقم جسدمو رو تختم ببینم....
دیدگاه ها (۰)

این داستان:

اشک-

کتابا>>>

اوه یس محکمتر محکمتر🗿

ویو ات امروز هم بیدار شدم صورتم رو شستم و رفتم پایین پیش باب...

P5

مجسمه خونی p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط