امیدوارم یه روز که از خواب بیدار شدم رفتم صورتمو شستم و ب

امیدوارم یه روز که از خواب بیدار شدم رفتم صورتمو شستم و بعد واسه برداشتن عینکم برگشتم تو اتاقم جسدمو رو تختم ببینم....
دیدگاه ها (۰)

این داستان:

اشک-

کتابا>>>

اوه یس محکمتر محکمتر🗿

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۱۱تهیونگ خیلی تعجب کرده بود نمیدونم...

باشه پس بیا من خودم تو رو میکنم چند ساعت ببینم دیگه چی داری ...

جوجه تیغی عصبانی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط