درخواستی
#درخواستی
#دوپارتی
وقتی نگرانت میشه........
Part 1
تو و چان باهم دعوای شدیدی داشتین و بخاطر یه فیلم شروع شد و به جاهای بدتری کشیده شد بعد از دعواتون تو فقط با پوشیدن کت و برداشتن کیف و گوشیت از خونه بیرون رفتی....
ویو ا/ت
بعد از اینکه در خونه رو با تمام توانم بستم شروع کردم به گریه کردن و رفتن به یه مکان نامعلوم.....
بعد از کمی راه رفتن گوشیمو روشن کردم و زنگ زدم به مین سو و ازش خواستم که بیاد دنبالم......
ویو چان
بعد از رفتن ا/ت عذاب وجدان شدیدی گرفتم، نمیدونم چرا اونجوری باهاش برخورد کردم شاید باید بحث رو تا اونجایی که داشتیم درباره اون فیلم کوفتی بحث میکردیم تمومش میکردم و بهونه های دیگه ای برای دعوا کردنمون نمیوردم
_هوفففف لعنت بهت کریستوفر بنگچان
گوشیمو برداشتم و از خونه رفتم بیرون احیانا ا/ت باید همین نزدیکیا باشه و خیلی دور نشده باشه.....
کل محله رو دنبالش گشتم و هرچی بهش زنگ میزدم جواب نمیداد...
(خونه ی مین سو)
=چیزی میخوری برات بیارم؟
×چیزی نمیخوام فقط بیا کنارم بشین(بغض)
=(رفت کنار ا/ت نشست و اونو گرفت تو بغلش)
×الکی سرم داد زد، الکی باهام بد رفتاری کرد، الکی بهم کنایه زد و همینطور الکی این دعوا رو پیش کشید
=اهه ولش کن پسره ی عوضی رو من همون روز اولم ازش خوشم نمیومد ولی تو خودت اصرار داشتی باهاش ازدواج کنی
×مین سو من با تمام بدی و خوبی هاش بازم دوسش دارم اما اینبار واقعا تند رفت و از دستش دلخور شدم...
ادامه دارد......
#دوپارتی
وقتی نگرانت میشه........
Part 1
تو و چان باهم دعوای شدیدی داشتین و بخاطر یه فیلم شروع شد و به جاهای بدتری کشیده شد بعد از دعواتون تو فقط با پوشیدن کت و برداشتن کیف و گوشیت از خونه بیرون رفتی....
ویو ا/ت
بعد از اینکه در خونه رو با تمام توانم بستم شروع کردم به گریه کردن و رفتن به یه مکان نامعلوم.....
بعد از کمی راه رفتن گوشیمو روشن کردم و زنگ زدم به مین سو و ازش خواستم که بیاد دنبالم......
ویو چان
بعد از رفتن ا/ت عذاب وجدان شدیدی گرفتم، نمیدونم چرا اونجوری باهاش برخورد کردم شاید باید بحث رو تا اونجایی که داشتیم درباره اون فیلم کوفتی بحث میکردیم تمومش میکردم و بهونه های دیگه ای برای دعوا کردنمون نمیوردم
_هوفففف لعنت بهت کریستوفر بنگچان
گوشیمو برداشتم و از خونه رفتم بیرون احیانا ا/ت باید همین نزدیکیا باشه و خیلی دور نشده باشه.....
کل محله رو دنبالش گشتم و هرچی بهش زنگ میزدم جواب نمیداد...
(خونه ی مین سو)
=چیزی میخوری برات بیارم؟
×چیزی نمیخوام فقط بیا کنارم بشین(بغض)
=(رفت کنار ا/ت نشست و اونو گرفت تو بغلش)
×الکی سرم داد زد، الکی باهام بد رفتاری کرد، الکی بهم کنایه زد و همینطور الکی این دعوا رو پیش کشید
=اهه ولش کن پسره ی عوضی رو من همون روز اولم ازش خوشم نمیومد ولی تو خودت اصرار داشتی باهاش ازدواج کنی
×مین سو من با تمام بدی و خوبی هاش بازم دوسش دارم اما اینبار واقعا تند رفت و از دستش دلخور شدم...
ادامه دارد......
- ۱۷.۸k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط