درخواستی
#درخواستی
#دوپارتی
وقتی برات قلدری میکنن.....
The last part
×چیزی نیست
_کسی توی مدرسه اذیتت میکنه؟
×ن..نه گفتم که چیزی نیست
_چرا اتفاقاً یچیزی هست که تو نمیخوایی بهم بگی
×گفتم که چیزی نیست چرا کشش میدی؟
_منم گفتم یچیزی هست(فریاد)کدوم عوضیی این کارو باهات کرده هاا(فریاد)
×هیشش ساکت لطفا داد نزن
_بگو کار کی بود
×چند روز پیش که توی راه خونه بودم چند تا ادم مست کتکم زدن همین
_چرا زودتر نگفتی؟
×نمیخواستم نگرانت کنم(سرشو انداخت پایین)
_از این به بعد بیا باهم بریم خونه(ا/ت رو گرفت توی بغلش)
(پرش زمانی)
ویو هیونجین
ساعت ۹:۵٠ دقیقه بود و ده دقیقه ی دیگه مدرسه تعطیل میشد بخاطر همین وسایلمو جمع کردم و بعد از برداشتن کیف ا/ت رفتم دنبال ا/ت چون گفت که باید لیست اسم رو تحویل دفتر معلما بده....
ویو ا/ت
بعد از اینکه لیست اسم رو تحویل معلم کیم دادم رفتم سمت کلاس که یهو توی راهرو توسط یکی موهام به سمت یگوشه کشیده شد بازم اون یوجون عوضی بود
=وقت گذروندن با هیونجین چطوره هرزه خانوم؟
یوجون با لگد های متعددی که به دل ا/ت میزد مدام یک جمله رو تکرار میکرد و اونم این بود که: تو یه هرزه ای بیش نیستی
ویو هیونجین
هرچی به دفتر معلما نزدیک تر میشدم صدای کتک زدن شخصی بیشتر میشد یکم که نزدیک تر شدم دیدم یوجون داره ا/ت رو کتک میزنه سریع رفتم نزدیکشون و تا میتونستم اون یوجون عوضی رو کتک زدم
×هیون لطفاً بس کن خواهش میکنم(زد زیر گریه)
هیون با دیدن گریه های ا/ت دست از کتک زدن یوجون برداشت و رفت سمت ا/ت و اونو تو بغلش گرفت
_خوبی؟
×اوهوم لطفا دیگه کتکش نزن
_باشه عروسکم(موهاشو نوازش کرد)ولی دیگه چیزیو ازم مخفی نکن
×(سرشو به سمت بالا و پایین تکون داد)
end
#دوپارتی
وقتی برات قلدری میکنن.....
The last part
×چیزی نیست
_کسی توی مدرسه اذیتت میکنه؟
×ن..نه گفتم که چیزی نیست
_چرا اتفاقاً یچیزی هست که تو نمیخوایی بهم بگی
×گفتم که چیزی نیست چرا کشش میدی؟
_منم گفتم یچیزی هست(فریاد)کدوم عوضیی این کارو باهات کرده هاا(فریاد)
×هیشش ساکت لطفا داد نزن
_بگو کار کی بود
×چند روز پیش که توی راه خونه بودم چند تا ادم مست کتکم زدن همین
_چرا زودتر نگفتی؟
×نمیخواستم نگرانت کنم(سرشو انداخت پایین)
_از این به بعد بیا باهم بریم خونه(ا/ت رو گرفت توی بغلش)
(پرش زمانی)
ویو هیونجین
ساعت ۹:۵٠ دقیقه بود و ده دقیقه ی دیگه مدرسه تعطیل میشد بخاطر همین وسایلمو جمع کردم و بعد از برداشتن کیف ا/ت رفتم دنبال ا/ت چون گفت که باید لیست اسم رو تحویل دفتر معلما بده....
ویو ا/ت
بعد از اینکه لیست اسم رو تحویل معلم کیم دادم رفتم سمت کلاس که یهو توی راهرو توسط یکی موهام به سمت یگوشه کشیده شد بازم اون یوجون عوضی بود
=وقت گذروندن با هیونجین چطوره هرزه خانوم؟
یوجون با لگد های متعددی که به دل ا/ت میزد مدام یک جمله رو تکرار میکرد و اونم این بود که: تو یه هرزه ای بیش نیستی
ویو هیونجین
هرچی به دفتر معلما نزدیک تر میشدم صدای کتک زدن شخصی بیشتر میشد یکم که نزدیک تر شدم دیدم یوجون داره ا/ت رو کتک میزنه سریع رفتم نزدیکشون و تا میتونستم اون یوجون عوضی رو کتک زدم
×هیون لطفاً بس کن خواهش میکنم(زد زیر گریه)
هیون با دیدن گریه های ا/ت دست از کتک زدن یوجون برداشت و رفت سمت ا/ت و اونو تو بغلش گرفت
_خوبی؟
×اوهوم لطفا دیگه کتکش نزن
_باشه عروسکم(موهاشو نوازش کرد)ولی دیگه چیزیو ازم مخفی نکن
×(سرشو به سمت بالا و پایین تکون داد)
end
- ۲۰.۲k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط