{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازوانتـــ مثل یک منظومه ی شــعـر کهن

بازوانتـــ مثل یک منظومه ی شــعـر کهن

بینـ آغوشتــ شبــ شعر عجیبی دایر است
دیدگاه ها (۱)

⁨⁨حامد عسکری در شب غزل «سرزمین شعر»؛ وقتی عشق، شعر می‌شود و ...

ای ملت با مرام باید برخواست

شاعرانہ نگاهم ڪنو عاشقانہ نوازشم ڪنآرام‌آرام تفسیرم ڪنو نفس‌...

فاصله‌ی بین «فردا بترکونم» تو شب جمعه، تا «خدایا من کجام و ا...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

زندگی رقص نجیبی ستکه بر چشمه ی بودن جاریسترقص ِ یک شاپرک باز...

دلتنگی همین‌جاست. در همین فاصله‌یِ بینِ می‌خواهمت” و “دیگر ن...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p87شاخه‌های سرو در باد آروم تکون می‌خورد...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️[پارت معرفی]آکادمی‌ای قدیمی و اشرافی که دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط