{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.من فدای لب و آن چال کنار لب تو 

.من فدای لب و آن چال کنار لب تو 
آلت قتل من آن خال کنار لب تو

قهوه ای خوردی و مالیده کنار دهنت
چشم ها خیره به آن فال کنار لب تو

گوشه ای از لب تو لای دو دندانت رفت
وای بر شاعر از احوال کنار لب تو

یوسف شعر من از چاه رها گشت ولی 
باز افتاد به گودال کنار لب تو

خنده ای کردی و اشعار تمام شُعرا
مثل من گشته لگد مال کنار لب تو

من که در دل غم صد حاجت مدفون دارم
می رسم بر همه آمال کنار لب تو
دیدگاه ها (۲)

کفاره ی شرابخواری های بی حساب هشیار درمیان مستان نشستن است

من عاشق قاتلایِ باهوشم، عاشق اینکه دلشون می خواد گیر بیفتن؛ ...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن )ادامه پارت یازدهم : غافل...

#تاج_و_طوفانپارت ۳۶: معدنی که انگار نفس می‌کشیدباران شدیدی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط