{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه فلش بک

ادامه فلش بک
+حال ندارم
بلند خندید
-فکر نمیکنی برای تغییر دادن نظرم زیادی عاجزی؟
+جونگکوک تو مأموریتی کوفتی چیزی نداری؟
نچی کرد و سرشو خاروند
-کمتر کسی جرعت می‌کنه با باند من در بیوفته زیاد مأموریت نمیرم
با حرص نگاهش کردم
+پس خوشبحال‌ من
-بحث و عوض کردی..
نگاه پکرمو بهش دادم و با غرغر لب زدم

+حداقل این زنجیرای فاکیو باز کن بتونم ژستی چیزی بگیرم
-لازم نکرده.. اینطوری بیشتر دوست دارم خب سیببب
+چی من-

عکس و گرفت
پایان فلش بک
واقعا زشت افتاده بودم تازه خیلی خجالت اوره که توش بسته شده بودم..ولی چرا جونگکوک انقدر جذاب افتاده بود؟
¢حواست هست داری گریه می‌کنی.؟
+چ..چی نه‌ چشمم..چشمم گرده گل رفته
¢اره مشخصه..دلت براش تنگ نشده.؟
+نه
¢ولی خودت به نینا گفتی
+نه من هیچی نگفتم..
¢اهان.. جونگکوک قرارع برای آوردن وارث دوباره زن بگیره..ممکنه اون همونی باشه که باهات اومده بود اتاق جونگکوک تا انتخاب بشه؟
+نمی‌دونم
¢چرا اون تاج و گذاشتی؟
+شاید چون..چون دلیل خاصی ندارم
ویو جونگکوک
چمه من؟دو هفته دیگه قراره جئون حرومی به بدترین شکل ممکن تنبیهم کنه.. بخاطر ات..تقصیر اونه مگه نه؟یعنی تنبیهش چیه که دو ماه براش زمان میزاره...یه روزی نوبت منم میرسه...کاری میکنم از تک تک نفسات پشیمون ‌بشی با درد اسممو صدا بزنی و ازم بخوای تمومش کنم...صدای نوتیف گوشیم یه کاری کرد به خودم بیام بادیگاردی که همراه جیسو فرستاده بودم برام چندتا ویدیو فرستاد بازشون کردم



دوستان این پارت تهش غلط بود دفعه قبلی
دیدگاه ها (۳)

ویو جونگکوک لبخندی زدم..-همش تقصیر منه که بخاطر همچین چیز کو...

ویو نویسنده با تعجب به صفحه‌ گوشی خیره شد و منتظر موند دختر ...

ویو جونگکوک چرا داشتم اجازه بیرون رفتن جیسو رو میدادم برای ا...

ویو نویسنده دوباره حس مالکیتش عود کرده بود با جدیت تمام لب ...

پسر با شنیدن اسمش با لبخند نگاهی به جیسو انداخت=جانم؟بگودختر...

#PART : ۵۵〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦..............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط