چندیست چشمانت مرا مهمانِ غم کرده
چندیست چشمانت مرا مهمانِ غم کرده
راحت بگویم: چشمهایت عاشقم کرده
می خواستم کتمان کنم احساسِ خوبم را
دیدم مرا-دنیا-به عشقت متهم کرده
اجداد تو معشوقه های شاعران بودند
هر هفت پشت عشق را نام تو خم کرده
راه گریز از قتلگاه چشمهایت نیست
یک گله گرگ ماده در چشم تو رم کرده
یک "شهر" دیوانه،به دنبالِ تو افتاده
گویا دوباره باد، مویت را علم کرده
تو دختران شهر را دق می دهی آخر
روی تو روی هرچه زیباروست کم کرده
توصیف چشمان سیاهت کار دشواری ست
راحت بگویم چشمهایت عاشقم کرده
راحت بگویم: چشمهایت عاشقم کرده
می خواستم کتمان کنم احساسِ خوبم را
دیدم مرا-دنیا-به عشقت متهم کرده
اجداد تو معشوقه های شاعران بودند
هر هفت پشت عشق را نام تو خم کرده
راه گریز از قتلگاه چشمهایت نیست
یک گله گرگ ماده در چشم تو رم کرده
یک "شهر" دیوانه،به دنبالِ تو افتاده
گویا دوباره باد، مویت را علم کرده
تو دختران شهر را دق می دهی آخر
روی تو روی هرچه زیباروست کم کرده
توصیف چشمان سیاهت کار دشواری ست
راحت بگویم چشمهایت عاشقم کرده
- ۱۴.۴k
- ۲۲ بهمن ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۴۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط