{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از خیال زشت خود هستم همیشه

از خیال زشت خود هستم همیشه
شرمسار
یک عمل نامد ز من
غیر از گناه در روزگار
از دل و جان گفتی نفع تو کردم اختیار
گر خطایی رفته است
از بنده جانی در گذار🥀🍃🕊️
دیدگاه ها (۰)

آفتاب روز محشر آتش سوزان بودابر رحمت بر سرم چون پاره ای بارا...

ای آن که مرا ز آب و گل ساخته ایدر ورطه ای منت و غم انداخته ا...

ماه رخسار ات شدماز پرده ای عصمت بیرون طاق کسراف توقف گشت آمد...

فریاد که آواره ای گستاخ شدماز یار و برادر خود داغ شدم انگور ...

جان به لب آورده‌ام تا از لبم جانی دهیدل ز من بربوده‌ای باشد ...

غزل شماره ۲✿ سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا آن نشد عاقبت و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط