فریاد

فریاد
که آواره ای گستاخ شدم
از یار و برادر خود داغ شدم
انگور شیرین شیرازی که
بیاد ام بزند
چون پارچه ای از بدنم قاق شدم
هی🥀🍃🕊️
دیدگاه ها (۰)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

The unwanted roommate __________________________ویو پارک یور...

پارت دوازدهم《خونه》《Custom kiss》 ویوتهیونگ:...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

پارت ۳۳

Part:1💫کانوسا با دقت عکس نقاشی شده ی فرمانده قلبش را میدید.....

{محکوم به لمس } part ۲۶ 杂交种آرو وقتی سکوتش را دید لجباز و یه...

زیبای کوچک فریبکار

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7۹از اتاق خارج شدن ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط