{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عکس پارتمون اینه

عکس پارتمون اینه
عنوان:🤍خرگوش کوچولوی من 🤍
🤍پارت یککک🤍 (نکته ای رو که باید بگم اینکه ا.ت رو بانی کراشه )
از زبون از رز(اسمتون تو اینجا رزه)
داشتم خواب می‌دیدم که دارم کراشم (بانی) رو میبوسمم تا اومدم ببوسمش با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم و گوشی رو پرت کردم سمت دیوار یهویی گفتم:خاک تو سرم گوشیمممم... با ترس از تخت اومدم پایین و گوشیمو سریع چک کردم شانس داشتم که نشکسته بود و دیدم بانییی بهم پیام داده کلی ذوق کردم و عر زدم کراشم بهم پیام داده بود پیامو که دیدم بانی گفته بود.
علامت بانی:$ علامت رز :&
$ــ سلام رز چان خوبی ؟ میخواستم بگم که اگه میشه امروز بیام خونتون یه فیلم باهم ببینیم
&ــ آره من خوبم .. چرا که نه حتما..
$ــ باشه من ساعت ۱۸:۳۰ میام
&ــ باشه منتظرم
از زبون بانی🐇🐰
خب الان ساعت ۴ بزار فیلم رو انتخاب کنم ( بانی یه فیلم ترسناک انتخاب کرد )
بانی:این خوبه .. خب الان برم یه دوش بگیرم و بیام.
از زبون راوی
رز خیلی خوشحال بود که بانی کسی که عاشقش بود داره میاد خونش سریع رفت پایین و خونه رو مرتب کرد و ساعت رو چک کرد دید که ساعت ۵:۳۰ است گفت : سریع یه دوش میگیرم و میام.
از زبون بانی :
از حموم در اومدم و بدنمو خشک کردم و بعد موهامو یه لباس قشنگ هم پوشیدم و فیلم و گوشیمو برداشتم و از خونه رفتم بیرون و تو ماشین نشستم و ماشین رو استارت زدم آهنگ تو خراب کردی همه چیزو خودت رو گذاشتم ( نویسندتون کرم داره) و راهی خونه رز شدم.
از زبون راوی :
از خونه بانی تا خونه رز ۱ ساعت راه بود و رز هم که تو حموم داشت آهنگ میخواند و نمیدونست که ساعت ۶ شده حالا.. بانی رسید خونه رز و زنگ رو زد رز حمومش تموم شده بود و تو آشپزخونه داشت خوراکی هارو می‌چید ولی یادش رفته بود که لباس بپوشه ( هویی منحرف حوله تو ننش نه چیز تو تنش بود) وقتی صدا زنگ رو شنید درو باز کرد و بانی رز رو با حوله و موهای خیس دید و سرخ شد و گفت:امم رز چان انگار هنوز حوله تنته.
رز:عوااااا خاک به سرم ببخشید الان عوض میکنم.
رز با سرعت لباس رو پوشید و بانی هم اومد تو رو به روعه رز بود داشت درمورد فیلم صحبت می‌کرد و رز پاش به پله گیر کرد و افتاد تو بغل بانی هردو سرخ بودن



اینم از پارت یک می‌دونم افتضاح شده به روم نیارین راستی اگه میخواین دیگه ادامشو ننویسم
دیدگاه ها (۴)

یه ملت منتظرن

بچه ها می‌خوام سناریو از بانی بنویسم با چه ژانری بنویسم؟ (هن...

پارت آخر 🤍خرگوش کوچولوی من 🤍 امیلیا تصمیم گرفت که رز رو بکش...

پارت ۲ 🤍خرگوش کوچولوی من 🤍 از زبون خودوم رز پاش گیر کرد به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط