پارت
پارت 9
چندین ماه بعد....
بابا میدونم ادم بدیه و چه کار باهاتون کرده اما عوض شده الان قاچاقچی اسلحه اس (جین مرسی... تهیونگ خیلی عوض شده😐)
=بابای جین
=من هنوز میبینمش کلیه هام درد میگیره سرش...
بابایی اون مرد خوبیه...بعدشم گفتم که به خاطر اینکه عاشقم بود نکشتتون...بابایی دلت میاد دخترت با کسی که دوستش داره ازدواج نکنه؟
=از دست تو... باشه اما اگه اتفاقی بیوفته تقصیر خودته ها!
حیح باشه!(لبخند) مرسی بابایی پس بهش میگم حلقه ها رو بیاره
=هیی! حلقه چی؟
خب چیزه تهیونگ همه چیز رو اماده کزده بود😐
=😐
روز عروسی
"شما رو زن و شوهر اعلام میکنم!
(تهیونگ جین رو از کمر به خودش نزدیک کرد و بوسید)
_دوستت دارم پرنسس من، دوست دارم ❤
اینم پایان😁❤🎀
قراره یه فیک درخواستی دیگه بنویسم ❤😁
از فردا شروع میکنم به نوشتن
کسی عکس از جونگکوک با لباس کیمونو مردونه نداره 😂
نیازمند هستم برا فیک بعدی 😂
چندین ماه بعد....
بابا میدونم ادم بدیه و چه کار باهاتون کرده اما عوض شده الان قاچاقچی اسلحه اس (جین مرسی... تهیونگ خیلی عوض شده😐)
=بابای جین
=من هنوز میبینمش کلیه هام درد میگیره سرش...
بابایی اون مرد خوبیه...بعدشم گفتم که به خاطر اینکه عاشقم بود نکشتتون...بابایی دلت میاد دخترت با کسی که دوستش داره ازدواج نکنه؟
=از دست تو... باشه اما اگه اتفاقی بیوفته تقصیر خودته ها!
حیح باشه!(لبخند) مرسی بابایی پس بهش میگم حلقه ها رو بیاره
=هیی! حلقه چی؟
خب چیزه تهیونگ همه چیز رو اماده کزده بود😐
=😐
روز عروسی
"شما رو زن و شوهر اعلام میکنم!
(تهیونگ جین رو از کمر به خودش نزدیک کرد و بوسید)
_دوستت دارم پرنسس من، دوست دارم ❤
اینم پایان😁❤🎀
قراره یه فیک درخواستی دیگه بنویسم ❤😁
از فردا شروع میکنم به نوشتن
کسی عکس از جونگکوک با لباس کیمونو مردونه نداره 😂
نیازمند هستم برا فیک بعدی 😂
- ۶.۴k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط