روزی درویشی کنار جوی نشسته بود، رهگذری می گذشت پرسید ای د
روزی درویشی کنار جوی نشسته بود، رهگذری می گذشت پرسید ای درویش چرا اینجا نشسته ای پولی نداری درویش گفت نه پرسید غذایی نیاز داری گفت نه گفت منتظر معشوقم نشسته ام سال ها ولی نیامده شاید بیاد،،،
- ۶۴
- ۱۰ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط