{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی درویشی کنار جوی نشسته بود، رهگذری می گذشت پرسید ای د

روزی درویشی کنار جوی نشسته بود، رهگذری می گذشت پرسید ای درویش چرا اینجا نشسته ای پولی نداری درویش گفت نه پرسید غذایی نیاز داری گفت نه گفت منتظر معشوقم نشسته ام سال ها ولی نیامده شاید بیاد،،،
دیدگاه ها (۴)

ههههههههههه ههههههههههه ههههههههههه

وای خیلی نازه خوشگل هس

شلام ههههههههههه

طبیعت زیبا

تو بچگی، هفت‌ساله خوابیدم...پنجاه‌ساله بیدار شدم.از همان شب،...

اگر از شلوغی دنیا خسته‌ای...اگر دلت چند دقیقه آرامش می‌خواد....

_____پارت⁹ نفرین کوچولو_____پدرم برگشته بود و روی مبلی نشسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط