{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می سرایم "تو" و چشمان "تو" را

می سرایم "تو" و چشمان "تو" را
نه سپیدی...
نه غزل...

تویی آن شعر دل انگیز و بلند...
که پر از مثنوی بارانی...
منم آن شاعر بیدل...

ڪه فقط...
برق چشمان تو را می بیند...
سبڪ من عاشقی و قافیه ام دلتنگی ست...

منم آن مست و پریشان نگاهت...
ڪه دلم
"تو" و "احساس تو" را می خواهد.
دیدگاه ها (۹)

دیدنش حال مرا یک جور دیگر می کندحال یک دیوانه را دیوانه بهتر...

مــَـن نــگاه تـــو را شـعـر مے کـنـم!تـــو شـعــر مـَــرا ن...

‏اصلا بعضی موقع ها صداش میکنی کهفقط بهت بگه " جونم "تو ام بگ...

بخواب آرام ای بیدار در جانمچه می‌دانی تو زین چشمان گریانمچه ...

هدیه به عزیزان آسمانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط