{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنانی که حالا تهی از احساس ‌‌...

زنانی که حالا تهی از احساس ‌‌...

و با چتری از منطق...

گوشه ای تنها نشسته اند...

بی شک همان دخترکان بی پروایی اند که...

سالهایی نه چندان دور...

بی تجربه از تب و لرز عشق...

خیسی بارانش را آرزو میکردند...!!
دیدگاه ها (۱)

.

ڪَاهی نہ آشنا دردت را میفهمدنہ حتی صمیمی تریڹ دوستڪَاهی باید...

قسمتم نیست که ازلعل لبانت بچشمتو شکرخنده کنی قنددهانت بچشمنش...

پارت سوم آن شب طوفان وحشتناکی بیرون در می‌گرفت. روی تخت نشست...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:74بعد چند مین دعوا بالاخره یونگی موفق به جدایی آ...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۱۲ صدای خنده اعضا، ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط