{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ᑭ7🦊🦊🦊

ᑭ7🦊🦊🦊
بیو مارسل

فلش بک به 3روز بعد :

الان تغریبا 3روز میشه ندیدمش و تنها دارم روی اسکیت کار میکنم و 2روز دیگه مسابقه شروع میشه کار اسکیت هم تمومه و امروز باید به دستش برسونم پیامش دادم و بلافاصله جواب داد...
* سلام اسکیت اماده شد
- سلام میام میبرم
خیلی سرد بود قبلا اینجوری سلام میداد« سلااااااااام» ولی الان نه حسن میکنم اون حس اولو نداره
تو فکر بودم که یکی چونمو گرفت و منو چرخوند طرفش
- به چی فکر میکنی روباح کوچولو
نه همون عوضیه همیشگیه😑
داشتم مینوشتم که گوشی رو گرفت و با زبون اشاره شروع به حرف زدن کرد
- روباح کوچولو من زبون اشاره یاد گرفتم میتونی دیگه راحت باهام حرف بزنی
فقط بقلش کردم اسکیت دادم بهش خیلی خوشش اومد و رفتیم سوار ماشین شدیم...
- میرسونمت خونه
فقط سر تکون دادم اما راهی که میرفت خونه ی من نبود
* کجا میریم
- خونه ی من
فقط سر تکون دادم... رسیدیم خونش خیلی بزرگ بود رفت تو اتاقش منم دنبالش رفتم نشست پشت میزو گفت
- میتونی اینم درست کنی
رفتم پشت میزو دیدم دیدم صفحه ی میزش جدا شده گفتم
* اره
- میتونی بشینی رو پام
* نمیخوام
کمرمو گرفتو نشوندم روی یکی از پاهاش یه حس عجیبی پیدا کردم و شروع به تعمیر کردم که بقلم کرد
- بوی خوبی میدی
گرمایی روی لپم حس کردم و فهمیدم سرخ شدم فقط تعمیر کن و برو بیرون
* تموم شد
خواستم بلند شم که کولم کردو منو انداخت روی تختش
* چیکار میکنی
- کوچولو بد تحریکم میکنی....
( اسمات تو کامنت)

با درد شدید از خواب بلند شدم کنارمون نگاه کردم نبودش به زور بلند شدم و لنگان لنگان رفتم بیرون که دیدم تو اشپزخونه داره غذا میپزه
- او سلام صبح بخیر روباح کوچولو
خنده ای کردو از کارش رازی بود رفتم بشینم رو صندلی که دیدم نمیشه و برعکس نشستم...


تا پارت بعد بوووووس
دیدگاه ها (۱۱)

ᑭ8بیو ریچرانگون انگون اومد نشست روی میز معلومه دیشب بهش سخت ...

بریم برای معرفی ملینا 15 ساله شیراز یه ادم عشق ورزش ورزشی که...

ᑭ6 🦊🦊🦊بیو فاکسی من زود تر بیدار شدم هنوز خوابو بیدار بودم رف...

ᑭ5 🦊🦊🦊بیو فاکسی من غذامو تموم کردمو از میز بلند شدم رفتم پای...

عشق زندگی من +فیلیکس - هیونجین +شب بود داشتم برمیگشتم خونه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط