{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*⁵¹

ا.ت: الو
تهیونگ: الو ا.ت خوبی
ا.ت: من خوبم تو چی خوبی
تهیونگ: منم خوبم به نگرانتم
ا.ت: نگران نباش من خوبم غذا خوردی
تهیونگ: اره
ا.ت: نوش جونت خب کاری نداری
تهیونگ: نه عزیزم
ا.ت: خب خدافظ
تهیونگ: خدافظ
کوک: مطمئن شدی الان غذاتو بخور

شب
داشتم ا.ت رو نگاه میکردم که نگاه ساعت کردم بلند شدم رفتم سمت ا.ت
کوک: خب بریم
ا.ت: تو برو من بعدا میام
کوک: نمیشه باید بریم
به زور دستشو گرفتم

از دید ا.ت
کوک:بیا بشین تو ماشین
ا.ت: چرا اینکارو با من میکنی ها
کوک: چون دوست دارم
با این جملش قلبم لرزید
ا.ت: خب چرا اذیتم میکنی
کوک: نمیخوام از دستت بدم

چند دقیقه بعد
رسیدیم ولی هیچ حرفی تو راه بینمون زده نشد
کوک: ا.ت بهت یه فرصت دیگه میدم من همچین رابطه ای نمیخوام من یه رابطه خوبی میخوام از خودم و خودت
ا.ت: خب بخوای
کوک: ا.ت گفتم بهت یه فرصت میدم من یا پسر عموت
ا.ت: الان باید بین دوتای شما انتخاب کنم
کوک: خب ولش کن ا.ت میخوای با من باشی
ا.ت: نه نمیتونم همچین زندگی تحمل کنم
کوک: فکر نکن زندگی هم که خودت با خانوادت داشته باشی خیلی خوب باشه
ا.ت: تموم شد خیلی تاثیر گذار بود

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱)

fake kookpaet*⁵²کوک: میخوای با من باشی یا میخوای برگردی پیش ...

fake kook part⁵³از دید کوکا.ت پیشونیه تهیونگ بوسیدرفتم داخل ...

fake kookpart*⁵⁰کوک: عزیزم الان میرسیما.ت: عزیزم😳هنوز دوس دا...

fake kookpart*⁴⁹صبح چشمامو باز کردم تهیونگ: بیدار شدیا.ت: ار...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

پارت ۵عمو های من مافیان

love in the dark④①همه رفتن و من و جونگکوک تنها بودیمکوک: هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط