{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل من نباشید

مثل من نباشید
من نمیتونم دردامو فریاد بزنم
من فقط نوشتن رو بلدم
فقط مینویسم...
از زندگی از گذشته از آینده
حتی مثل الان از حال...
من هیچوقت نتونستم دردا و غصه هام رو جمع کنم و تو یه موقعیت مناسب،مثلا موقعی که با ماشینم وارد تونل میشم سرمو از شیشه بیارم بیرون
بعد عین یه بمب منفجر بشم
انقدر جیغ بزنم تا گلوم بترکه!
من نمیتونم وقتی میرم کوه جرات اینو
به خودم بدم که چشمام رو ببندم و داد بزنم بگم
"خدایا خستتتتم"بعد طاقت اینو داشته باشم که اکوی صدای خودم رو با حرفی که زدم،چندبار پشت سر هم بشنوم
من حتی بچه هم که بودم ناراحت یا عصبانی که میشدم جیغ و داد نمیکردم،
یه دفتر برمیداشتم روش تا میتونستم و جا داشت با خودکار خط خطی میکردم!
من نمیتونم حرف بزنم
شدم مثل یه آدم لالی که هرچی بهش میگن فقط گوش دادن رو بلده با سرتکون دادن!
آره من نمیتونم حرف بزنم!
نمیتونم حرفای دلم رو با صدای بلند
فریاد بزنم!
شما که تو دستتون قلم نیست
شما که میتونید داد بزنید
تا حرفاتون رو همه بفهمن و بشنون
شما مثل من نباشید!
حرف بزنید...

.
.
پ.ن:مثل من باشید پس:)!!!
من وراجم؟!😕 🙊
دیدگاه ها (۱۴)

عاقا میدونم یه چیز شخصیه ولی میتونیدرموردش بگید اوه میخوایید...

‏🐺[۱:۱۰ به وقت کره]بعد از تمرین اومدم.اِم، خب... اینکه توی خ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و یکم: شورشِ کوچک و مراقبت‌هایِ...

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

لطفا ورق بزنید#آرزو #زندگی #ماشین #لذت #حق_مردم #آرامش #خوشب...

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

برده عمارت جئون

لبخند قاتلپارت³⁹ویو سلیناز لحظه‌ای که از صحنه قتل برگشته بود...

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط