پارت۵
پارت۵
وقتی بهت تج*اوز کرد
درخواستی
ایون بیدار شد و جین با نگرانی ازش پرسید
جین:حالت خوبه
ایون به حدی حالش بد بود که حتی نا نداشت حرف بزنه و فقط سر تکون داد
جین:یه چیزی بگو بفهمم خوبی حداقل
ایون:خو..خوبم...فق....ط یک..می ....درد..دا..رم
جین:منو ببخش من اشتباه کردم من دستم خودم نبود متاسفم(گریه)
ایون که اولین باری بود که از اون رییس سرد و بی احساسش معذرت خواهی میشنوید و گریش و دیده بود فهمیدکه درمورد اخلاقش اشتباه فکر میکرد ایون عاشقش بود و نمیتونست حتی گریه جین و تماشا کنه ایون حتی نمیتونست از جین ناراحت باشه چون عشقی که به جین داشت غیرقابل توصیف بود اون انقدر عاشق و دلباخته جین بود که حاضر بود هرکاری براش بکنه ایون از دست جین اول عصبانی بود چون دخترونگیش و ازش گرفت اونم بزور ولی میدونست که دست خودش نبوده ایون دستش و بلند کرد و به طرف سر جین برد و سرش و نوازش میکرد
تمام قدرتش وجمع کرد تا بتونه مثل قبل حرف بزنه ولی فقط تیکه تیکه میتونست حرف بزنه ولی تمام تلاشش و کرد
ایون:بخشیدمت
جین:واقعا
ایون:اهوم
ایون چند روزی توی بیمارستان بود اون قدرت تکلمش و بدست آورده بود ولی هنوز نمیتونست سر پاهاش به ایسته ولی با اصرار خودش از بیمارستان مرخص شد که جین بهش گفت
.............
وقتی بهت تج*اوز کرد
درخواستی
ایون بیدار شد و جین با نگرانی ازش پرسید
جین:حالت خوبه
ایون به حدی حالش بد بود که حتی نا نداشت حرف بزنه و فقط سر تکون داد
جین:یه چیزی بگو بفهمم خوبی حداقل
ایون:خو..خوبم...فق....ط یک..می ....درد..دا..رم
جین:منو ببخش من اشتباه کردم من دستم خودم نبود متاسفم(گریه)
ایون که اولین باری بود که از اون رییس سرد و بی احساسش معذرت خواهی میشنوید و گریش و دیده بود فهمیدکه درمورد اخلاقش اشتباه فکر میکرد ایون عاشقش بود و نمیتونست حتی گریه جین و تماشا کنه ایون حتی نمیتونست از جین ناراحت باشه چون عشقی که به جین داشت غیرقابل توصیف بود اون انقدر عاشق و دلباخته جین بود که حاضر بود هرکاری براش بکنه ایون از دست جین اول عصبانی بود چون دخترونگیش و ازش گرفت اونم بزور ولی میدونست که دست خودش نبوده ایون دستش و بلند کرد و به طرف سر جین برد و سرش و نوازش میکرد
تمام قدرتش وجمع کرد تا بتونه مثل قبل حرف بزنه ولی فقط تیکه تیکه میتونست حرف بزنه ولی تمام تلاشش و کرد
ایون:بخشیدمت
جین:واقعا
ایون:اهوم
ایون چند روزی توی بیمارستان بود اون قدرت تکلمش و بدست آورده بود ولی هنوز نمیتونست سر پاهاش به ایسته ولی با اصرار خودش از بیمارستان مرخص شد که جین بهش گفت
.............
- ۹.۱k
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط