پارت ۲
پارت ۲
وقتی بهت تج*اوز کرد
درخواستی
ویو جین
پسرا بهم زنگ زدن و گفتن بریم بار منم چون خیلی وقت بود که نرفته بودم قبول کردم و حاضر شدم که پسرا اومدن دنبالم و باهم رفتیم
ویو ایون
بعد از چند دقیقه ارونا رسید و باهم رفتیم بار وقتی رسیدیم بوی الکی و سیگار هوش از سر آدم میبرد ولی خب بعد از چند دقیقه عادی شد رفتیم و نشستیم سر میز که گارسون اومد پیشمون
گارسون:چی بیارم براتون
ایون:ویسکی ۲۰ درصد
ارونا:ویسکی ۸۰ درصد
کانگ وو:منم ویسکی ۸۰ درصد
ایون:چخبرتونه میخواید خودتونو خفه کنین
ارونا:خوبه بابا حال میده
ایون:هوف چیکارتون کنم
ارونا و کانگ وو خیلی خورده بودن و مست شده بودن ایون زیاد مست نبود و هوشیار بود کانگ وو و ارونا رفتن و وسط رقصیدن ایون همینطور که اطرافش و نگاه میکرد رییسش و دید که سر میز با دوستاش نشسته و میخنده حواسش دست خودش نبود و با خنده رییسش میخندید
ایون بلند شد و رفت دستشویی تا ابی به سر و صورتش بزنه که دید رئیسش که حسابی مست بود داره به طرفش میاد
ایون:قر....قربان
جین:نظرت چیه یه امشب و حال بدی بهم هوم
ایون:چی....
جین بدون اینکه به ایون اجازه حرف زدن بده شروع کرد به حالت وحشیانه ای بوسیدن ایون بعد از چند مین ایون و بلند کرد و به یکی از اتاق ها برد و(اره دیگه به ما ربطی نداره)
...................
وقتی بهت تج*اوز کرد
درخواستی
ویو جین
پسرا بهم زنگ زدن و گفتن بریم بار منم چون خیلی وقت بود که نرفته بودم قبول کردم و حاضر شدم که پسرا اومدن دنبالم و باهم رفتیم
ویو ایون
بعد از چند دقیقه ارونا رسید و باهم رفتیم بار وقتی رسیدیم بوی الکی و سیگار هوش از سر آدم میبرد ولی خب بعد از چند دقیقه عادی شد رفتیم و نشستیم سر میز که گارسون اومد پیشمون
گارسون:چی بیارم براتون
ایون:ویسکی ۲۰ درصد
ارونا:ویسکی ۸۰ درصد
کانگ وو:منم ویسکی ۸۰ درصد
ایون:چخبرتونه میخواید خودتونو خفه کنین
ارونا:خوبه بابا حال میده
ایون:هوف چیکارتون کنم
ارونا و کانگ وو خیلی خورده بودن و مست شده بودن ایون زیاد مست نبود و هوشیار بود کانگ وو و ارونا رفتن و وسط رقصیدن ایون همینطور که اطرافش و نگاه میکرد رییسش و دید که سر میز با دوستاش نشسته و میخنده حواسش دست خودش نبود و با خنده رییسش میخندید
ایون بلند شد و رفت دستشویی تا ابی به سر و صورتش بزنه که دید رئیسش که حسابی مست بود داره به طرفش میاد
ایون:قر....قربان
جین:نظرت چیه یه امشب و حال بدی بهم هوم
ایون:چی....
جین بدون اینکه به ایون اجازه حرف زدن بده شروع کرد به حالت وحشیانه ای بوسیدن ایون بعد از چند مین ایون و بلند کرد و به یکی از اتاق ها برد و(اره دیگه به ما ربطی نداره)
...................
- ۱۰.۶k
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط