{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند ساعت پیش داشتم🐒

چند ساعت پیش داشتم🐒
میرفتم مغازه یهویی وسط
بیابونی وسط خاکی و جاده
اینو دیدم 🐔
تک تنها اول ترسیدم از دور
گفتم بسم الله 🥺
که اگر شیطان بود گم شه 🤷
ولی بعد دیدم غیب نشد
گفتم آها از خودمونه 😊
فکر میکنم که از ماشین ها افتاده
یا که فرار کرده🤦
و منم آوردم اش منزل قرارمون این شد که🙆
جا و مکان آب و غذا با من🐒
و اونم برام ۲۴ ساعته ۱ دونه تخم بگذاره🥚
🤭
دیدگاه ها (۰)

😔

بابانوئل شون چون رنگ قرمز رو دوست داشت مورد حمله ای گرگ ها ق...

ببینید حال چوپان رارمق در دل ندارهنی اش افتاده از دستشخدایا ...

در شهر یک فردی☝️ز غم عشق دیوانه شده بودو همه مسخره اش می کرد...

☆ازدواج اجباری☆P♡14_________________*ویو سومی**صبح شده بود و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط