{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✨سرنوشت✨

✨سرنوشت✨
پارت۵
(یک ماه بعد)
ویو ات
رفتار اعضا خیلی خوب شده بودند البته به غیر از یکی، اون جونگکوک عوضی(فیکه دیگه به بزرگیه خودتون ببخشید) هرروز اذیتم میکنه، ولی منم دوست دارم اذیتش کنم، الانم کرمم ریخته میخوام برم کرم بریزم، جونگکوک داشت برای خودش تخم مرغ میزد که البته فقط همون یکی مونده بود...
ات. جونگکوک
جونگکوک. ها
ات. منم تخم مرغ میخوام
جونگکوک. به من چه خودت بیا بزن
ات. عقل کول من نفهم نیستمکه عین تو همین یه دونه تخم مرغه
یونگی. این یدونه تخم مرغ رو برای ات بزن(نگاه ترسناک به کوکی)
جونگکوک. هوفففففففف، خیلی خوب باهم نصفش میکنیم
ات. اما من نیمرو نمیخوام
جونگکوک. نصفش رو نیمرو میزنم نصفش رو املت
ات. اما من املد هم نمیخوام، هوس تخم مرغ ابپز کردم
جونگکوک. اخه من چطوری یه تخم مرغ رو نصفش رو نیمرو بزنم نصفش روابپز
ات. من نمیدونم الان شکم من محم تره پس ابپز بزار
ویو یونگی
دیدم دارن سر یه تخم مرغ دوباره دعوا میکنن پس رفتم تخم مرغ رو از جونگکوک گرفتم و انداختم زمین....
کوکی و ات. عهه
یونگی. عه شکست، اشکال نداره الان هیچپکدومتون نمیتونید تخم مرغ بخورید
جین. چیکار میکنی بیشور، اره دیگه ایناعم کلفت نوکر پیدا کردن، هی بشور بساب اخرشم با شکوندن تخم مرغ جواب ادمو میدن(از این غر های مامانا😂)
ویو جونگکوک. تو شک بودم که جی هوپ به دوتا شونه تخم مرغ اومد خونه، از فرصت استفاده کردم و شیکوندم توی کله ی جونگکوک...
جونگکوک. اتتتتتتتتت(عربده)
جی هوپ. وایی اینا باز دعواشون شد اهههههه خدایا کومککککککککککککککک
جونگکوک و ات افتاده بودن دنبال هم و هی تخم مرغ میشکوندن توی سر همدیگه که بعضیاشونم خطا رفت و خلاصه خونشون به گوه کشیده شد
نامجون. کافیهه(دادی که شبیه عربده باشه اما از اون اروم تر) خونه رو به گوه کشیدید، ما میخواستیم شام بریم بیرون
جونگکوک. اخجون ثبالاخره شام بیرون
نامجون. کی گفته شما قراره بیاین، تنبیهتون اینه که میمونین خونه و خونه رو تمیز میکنین و البته از شامم خبری نیست، حقم ندارید غذا سفارش بدید به بادیگاردا گفتم هر پست غذایی ببا این خونه کار داشت ردش کنن بره
ات. انا هیونگ
نامجون. هیونگو، هوفففففففففف، بچه ها بیاین بریم، ما رفتیم خداحافظ
اعضا. خداحافظ
ویو ات
جونگکوک رفت حموم منم یه سطل و دوتا دستمال اوردم و منتظر جونگکوک شدم تا بیاد و تمیزکاری رو شروع کنیم
جونگکوک اومد، داشتیم تمیز میکردیم که دوباره کرمم گرفت، سطل اب رو ریختم زمین اما جوری که متوجه نه تمیزکاری کردم، اما تا اب به پاش رسید...
جونگکوک. اتتتتتتتتتتتتتت(عربده)
ویو ات
با خنده از دشتش فرار کردم اما منو گرفت، داشت قلقلکم میداد که افتاد روم ........
دیدگاه ها (۰)

#سناریو #جونگکوک #بی_تی_اس

#سناریو #جونگکوک #بی_تی_اس

تکپارتی یونگیویو اتجدیدا دارم به شباهت یونگی و گوربا پی میبر...

تک پارتی از جونگکوک ویو کوک سلام من جونگکوک و دو سال با ات ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط