{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وسط میدان صبحگاه دستهایش را بالا گرفت یک دستش وصیتن

✍ وسط میدان صبحگاه دست‌هایش را بالا گرفت؛ یک دستش وصیّت‌نامه‌ی امام بود، یک دستش نامه‌ی حمایت از یک نامزد انتخابات.
گفت: حالا کدام را انتخاب کنیم؟
فرصت نداد کسی حرف بزند؛ وصیّت را جلو آورد و گفت: وصیّت امام؛ امام‌ گفته پاسدارها در سیاست دخالت نکنند.

🇮 🇷   🇮 🇷
دیدگاه ها (۱)

📸 تصویری کمتر دیده‌شده از سردار شهید حاج قاسم سلیمانی #لحظا...

✍ خاطره‌ای شنیدنی از یکی از معاونین #حاج_قاسم در رابطه با آخ...

🔰 پوستر | گوهر اشک بر حسین فاطمه...🔺 بخشی از وصیت‌نامه سپه...

✍ بچه‌های شهدا را برده بود دیدار آقا؛ دختر خودش هم بین‌شان ب...

پارت ۵سر زنگ ناهار، همه توی سالن غذاخوری با کسانی که میشناخت...

p31زنگ خورد. صدای زنگ، مثل پتک خورد توی سر کوک. نفهمید چطور ...

پارت ۴۰بعد از اینکه وارد سالن شدند، اوبیتو سعی کرد دنبال اشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط