{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برمستی من حدسزاوار زدند*

برمستی من حدسزاوار زدند*
باشک و یقین تهمت بسیار زدند*
حلاج شدم، ولی به کفرم سوگند*
دلتنگ تو بودم که مرا دار زدند*
دیدگاه ها (۷)

هوایت چه دستان سنگینی دارد*امروز که به سرکار زد فهمیدم*

گهی خوشدل شوی ازمردن من*چرا مرده پرست و خصم جانیم*

مارا نشناسند مگر اهل حقیقت*در عین حضوریم اگر ازهمه دوریم*

ترسم این خفته صدساله که بختش خوانند*خبر مرگ من از خواب کند ب...

من آب را وقتی فراهم کرده بودم😭🏴دل را تهی از ماتم و غم کرده ب...

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط