نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم
نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بالا برود..و انگار جوانه ای در دلم شکوفه بدهد. زمانی که چشمانت را دیدم عاشق رنگ قهوه ای چشمانت شدم و این بسیار عجیب بود زیرا من چشمان قهوه ای زیادی دیده بودم منتها...تو برای من متفاوت بودی من با عاشق تو شدن خودم رو به لبه پرتگاه نزدیک کردم و فقط یه اشتباه..یه اشتباه ریز میتواند باعث سقوط من بشود.
اگر مرا پس بزنی من سقوط میکنم.
اگر تورا با یک شخص دیگری ببینم سقوط میکنم.
اگر آنقدری که من برای تو میمیرم تو ذره ای حس به من نداشته باشی سقوط میکنم.
شاید امروز وقتش است..وقت این است که سقوط کنم
نه با اشتباه تو...بلکه با تصمیم خودم.
...من خودم را از پرتگاه به پایین انداختم و سوزش زیادی در دستم حس کردم..امیدوارم توهم مانند کاشی های حمام
برایت مهم نباشد که سرتاپا از من خون میچکد و با اینکه لباس تنت سفید است مرا در آغوش بکشی...
و این رو یادت باشه..اگه خواستی بفهمی چقدر عاشقت بودم.
رمزش تاریخ تولدته...بدرود برای همیشه..زیباترین اشتباه من!
نویسنده:
«پارک هانا»
اگر مرا پس بزنی من سقوط میکنم.
اگر تورا با یک شخص دیگری ببینم سقوط میکنم.
اگر آنقدری که من برای تو میمیرم تو ذره ای حس به من نداشته باشی سقوط میکنم.
شاید امروز وقتش است..وقت این است که سقوط کنم
نه با اشتباه تو...بلکه با تصمیم خودم.
...من خودم را از پرتگاه به پایین انداختم و سوزش زیادی در دستم حس کردم..امیدوارم توهم مانند کاشی های حمام
برایت مهم نباشد که سرتاپا از من خون میچکد و با اینکه لباس تنت سفید است مرا در آغوش بکشی...
و این رو یادت باشه..اگه خواستی بفهمی چقدر عاشقت بودم.
رمزش تاریخ تولدته...بدرود برای همیشه..زیباترین اشتباه من!
نویسنده:
«پارک هانا»
- ۲۸۳
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط