{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمام دنیایم.عطرت را حس میکنم..خوب میدانم که به شوق من نزد

تمام دنیایم.عطرت را حس میکنم..خوب میدانم که به شوق من نزدیکتر آمده ای.خوب میدانم که طاقت دوری ام را نداری..من با این همه محبت و عشق تو چه کنم..میدانم که چشمت به ساحل است. دردت به جونم..فدات بشم...





منم که شب به سحر بهر شوق دیدن تو
نشسته ام که بیایی فدای آمدنت

بیا که دیده به در خشک شد عزیز دلم
نشسته ام که بیایی فدای آمدنت

چه محفلی شود آغوش با محبت تو
نشسته ام که بیایی فدای آمدنت

بیا کبوتر زیبا تمام جان نذرت
نشسته ام که بیایی فدای آمدنت

بیا قدم به سراپرده ی خودت بگذار
نشسته ام که بیایی فدای آمدنت
دیدگاه ها (۱)

دنیام چیه تو اون صدات..که میخواد روحم از جسمم جدا بشه براتقر...

دیوونه اتم دنیام..پر از شوق دیدنت ام..ماه من بد دلم تنگ برات...

ماه سیمای من..قلبمهنوز یادم نرفته و نخواهد رفت تا نفس میکشم،...

نفسم جانم در این غروب غربت طوفانی سرد وهم آلود.دراین تنهایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط