P
P15🦋
-نارا تو هنوزم نمیخوای چیزی بخوری
& نوچ
-از بچگیت همینطوری بودی از غذا فراری
&وا
جین=اینو انصافا راست میگه از همون موقع از غذا خوردن خوشت نمیومد
&جدا
شوگا=اره منم یادمه
نامجون=عه اذیتش نکنید دختر منو اتفاقا خیلیم خوش غذا بود
-تو طرف مایی یا نارا
نامجون=معلومه که نارا
&مرسی عمو جونم{بغلش میکنه}
-هعی چیکارتون کنم شدین یه تیم دیگه
چند ساعت بعد//
{اعضا رفتن و فقط جیهوپ و نارا موندن}
-دخترم راحتی این مدلی
&نه اگه میشه یکم بیارش پایین تر
-بیا عزیزم آوردم
&حالا بهتر شد ممنونم
-خواهش میکنم قشنگم
&بابا
-جونم
&کم کم داره گشنم میشه
-باشه عزیزمی میخوای برات بگیرم
&مگه نباید غذا های چرب نخورم؟
-عه اره بادم نبود سوپ میخوری سفارش بدم؟
&اره
-از دکترت پرسیدم پاستا هم میتونی بخوری بگم؟
&اوم
-باشه گفتم
& ممنونم
-درد که نداری
&نوچ
-{میشینه کنار تخت و آروم بغلش میکنه} نارا
&بله
-بابایی بهت قول میده که از این به بعد همیشه پیشت باشه کنارت باشه و نزاره اب تو دلت تکون بخوره من قول میدم که برات جبران کنم{دستشو میبوسه}
&مرسی بابا مطمئنم که میتونم بهت اعتماد کنم
{صدای در}
-غذا هارو آوردن من میرم بگیرم
&باشه
-خوب اومدم عزیزم بیا دخترم
&ممنون
-نوش جونت
&بابا
-بله
& شما شام خوردین؟
-نه
&پس چرا برای خودتون نگفتین
-میل ندارم
&بابا از صبح چیزی نخوردین
-نارا اصلا نمیتونم هیچی بخورم
& بابا عمل من به خوبی و خوشی تموم شد دیگه فردا هم قراره بریم خونه پس اینقدر خودتو اذیت نکن یه چیزی بخور
-باشه دخترم یکم بعد میخورم اما فعلا میل ندارم
&باشه{شروع کرد به غذا خوردن}
-{خیره بهش زل زد}
&چیشده بابا
-حتی غذا خوردنتم ناز و خوشگله
&{لبخند} خجالتم میدی بابا
-خجالت چرا ناز من
& اینقدر تعریف نکن
-میکنم
&باشه...بابا
-بله
&فردا ساعت چند مرخص میشم
-صبح زود تقربا ساعت پنج اینا
&وای کی حال داره بیدار بشه
-لازم نیست بیدار بشی
& چطور
-تا ماشین بغلت میکنم
&بابا من پنج سالم نیستا پونزده سالمه
-مهم نیست برای من هنوزم همون نارا کوچولویی
& مطمئنید میتونید بلندم کنید
-تو چند کیلویی؟
&خوب تقریبا ۳۶
-دختر من تو باشگاه وزنه ی شیت کیلویی میزنم بعد ترو نتونم بلند کنم؟
& باشه باشه من تسلیمم اما بیدارم کنید فردا
-چرا
&میخوام بریم طلوع خورشید رو ببینیم
-فردا؟
&اره نمیشه؟
-نه نه میشه معلومه که میشه فقط تعجب کردم
& مرسی
-خواهش میکنم
&بابا من دیگه نمیتونم بخورم میل ندارم
-باشه عزیزم ظرفاشو بده من بزارم کنار
&بیا
-خوب کوچولو نمیخوای بخوابی؟
&نه هنوز
-{میاد رو تخت و کنار نارا دراز میکشه}
&{سر جیهوپ رو میزاره رو شونه ی خودش خیلی خسته شدین امروز
-نه زیاد
&{دستشو میزاره رو قلب جیهوپ}
-چیکار میکنی فسقلی
& میخوام ببینم قلب شما چطور میزنه
-خوب چطور میزنه
& آروم و منظم اما پر شور درست مثل خودتون
-{لبخند}
ادامه دارد...
-نارا تو هنوزم نمیخوای چیزی بخوری
& نوچ
-از بچگیت همینطوری بودی از غذا فراری
&وا
جین=اینو انصافا راست میگه از همون موقع از غذا خوردن خوشت نمیومد
&جدا
شوگا=اره منم یادمه
نامجون=عه اذیتش نکنید دختر منو اتفاقا خیلیم خوش غذا بود
-تو طرف مایی یا نارا
نامجون=معلومه که نارا
&مرسی عمو جونم{بغلش میکنه}
-هعی چیکارتون کنم شدین یه تیم دیگه
چند ساعت بعد//
{اعضا رفتن و فقط جیهوپ و نارا موندن}
-دخترم راحتی این مدلی
&نه اگه میشه یکم بیارش پایین تر
-بیا عزیزم آوردم
&حالا بهتر شد ممنونم
-خواهش میکنم قشنگم
&بابا
-جونم
&کم کم داره گشنم میشه
-باشه عزیزمی میخوای برات بگیرم
&مگه نباید غذا های چرب نخورم؟
-عه اره بادم نبود سوپ میخوری سفارش بدم؟
&اره
-از دکترت پرسیدم پاستا هم میتونی بخوری بگم؟
&اوم
-باشه گفتم
& ممنونم
-درد که نداری
&نوچ
-{میشینه کنار تخت و آروم بغلش میکنه} نارا
&بله
-بابایی بهت قول میده که از این به بعد همیشه پیشت باشه کنارت باشه و نزاره اب تو دلت تکون بخوره من قول میدم که برات جبران کنم{دستشو میبوسه}
&مرسی بابا مطمئنم که میتونم بهت اعتماد کنم
{صدای در}
-غذا هارو آوردن من میرم بگیرم
&باشه
-خوب اومدم عزیزم بیا دخترم
&ممنون
-نوش جونت
&بابا
-بله
& شما شام خوردین؟
-نه
&پس چرا برای خودتون نگفتین
-میل ندارم
&بابا از صبح چیزی نخوردین
-نارا اصلا نمیتونم هیچی بخورم
& بابا عمل من به خوبی و خوشی تموم شد دیگه فردا هم قراره بریم خونه پس اینقدر خودتو اذیت نکن یه چیزی بخور
-باشه دخترم یکم بعد میخورم اما فعلا میل ندارم
&باشه{شروع کرد به غذا خوردن}
-{خیره بهش زل زد}
&چیشده بابا
-حتی غذا خوردنتم ناز و خوشگله
&{لبخند} خجالتم میدی بابا
-خجالت چرا ناز من
& اینقدر تعریف نکن
-میکنم
&باشه...بابا
-بله
&فردا ساعت چند مرخص میشم
-صبح زود تقربا ساعت پنج اینا
&وای کی حال داره بیدار بشه
-لازم نیست بیدار بشی
& چطور
-تا ماشین بغلت میکنم
&بابا من پنج سالم نیستا پونزده سالمه
-مهم نیست برای من هنوزم همون نارا کوچولویی
& مطمئنید میتونید بلندم کنید
-تو چند کیلویی؟
&خوب تقریبا ۳۶
-دختر من تو باشگاه وزنه ی شیت کیلویی میزنم بعد ترو نتونم بلند کنم؟
& باشه باشه من تسلیمم اما بیدارم کنید فردا
-چرا
&میخوام بریم طلوع خورشید رو ببینیم
-فردا؟
&اره نمیشه؟
-نه نه میشه معلومه که میشه فقط تعجب کردم
& مرسی
-خواهش میکنم
&بابا من دیگه نمیتونم بخورم میل ندارم
-باشه عزیزم ظرفاشو بده من بزارم کنار
&بیا
-خوب کوچولو نمیخوای بخوابی؟
&نه هنوز
-{میاد رو تخت و کنار نارا دراز میکشه}
&{سر جیهوپ رو میزاره رو شونه ی خودش خیلی خسته شدین امروز
-نه زیاد
&{دستشو میزاره رو قلب جیهوپ}
-چیکار میکنی فسقلی
& میخوام ببینم قلب شما چطور میزنه
-خوب چطور میزنه
& آروم و منظم اما پر شور درست مثل خودتون
-{لبخند}
ادامه دارد...
- ۱.۶k
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط