فدای چشم قشنگت تمام بود و نبودم ... من این غزل که سرودم ب
فدای چشم قشنگت تمام بود و نبودم ... من این غزل که سرودم بفکر چشم تو بودم ... کجا روم که بگیرم دوباره از تو نشانی ... غمت نشسته به جانم ، تبت گرفته وجودم ... بخوان ترانه ی نرمی برای اینکه ببارم ... برای اینکه ببارم در این غزل که سرودم ... به تیر برق نگاهت ، به بغض خنجر آهت ... بکش ترانه به تارم ، بزن شراره به پودم ♥
- ۱.۰k
- ۲۷ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط