{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ⁸¹

نفس عمیقی کشید و ادامه داد : اما امیلی فقط یه چیز ازت میخوام شده جونمو ازم میگیری
بگیر من با کمال میل دودستی تقدیمت میکنمش ولی خائنم نباش از رو به رو خنجر خودمو توی قلبم فرو کن و من با همین لبخند قلبمو تقدیمت میکنم اما از پشت سرم اینکارو باهام نکن ؛ در غیر این صورت ادلر.. شاهزاده ی جهنم جونش هیچ روحشم تقدیمت میکنه چه برسه به اینکه بخواد رو به روی تو بایسته
-شده بمیرم میمیرم اما به تنها پناهم خیانت نمیکنم جیمین لطفا اینو نگو
جیمین : پس اینو بدون عزیزدلم ؛ ادلر بخشی از منه ادلر خود منه ، شاهزاده جهنم یه شخص جدا نیست شاهزاده ی جهنم شوهرته کسی که همین الانشم رو به روت ایستاده و تورو توی اغوشش و بین بازوهاش نگه داشته من برات ترسناکم؟
-نه نیستی
جیمین : پس نیازی به ترسیدن نیست ماهزاده تو همین الانم رو به روی ادلر وایستادی اما به عنوان معشوقه و امگاش نه دشمنش و همیشه هم همینطوری باقی میمونه
-جیمین..
جیمین : جانم؟
اینبار امیلی ترجیح داد فقط سكوت كنه و سرشو به تخت سینه ی  محکم جیمین تکیه بده گاهی سکوت مفهوم خیلی بیشتری از کلام داشت.
بعد چند ثانیه امیلی با شیطنت سرشو بالا آورد و
گفت : توذهمین الان بهم اعتراف کردی عاشقمی جیمین دراکر؟
با حرف امیلی جیمین لبخند پرمفهومی زد و بدون اینکه جوابی بهش بده اونو سمت تخت کشید و هولش داد روی تخت افتاد و خودشم کنارش دراز کشید و دستاشو دورش حلقه کرد که
امیلی معترض ضربه ارومی به سینه‌ش زد و گفت : یاااا جواب منو بدههههه تو الان اعتراف کردییی
جیمین : شب بخیر ماهزاده
-نخیر شب اصنم بخیر نیس قبول کن کاری که کردیووو
جیمین : بیبی اگه تا ۵ ثانیه دیگه لبات روی هم نره و سکوت نکنی و نخوابی قول میدم تموم شب دیگه لبات روی هم نخواهد رفت و کاری میکنم تا خود صبح اسممو ناله کنی
با حرف جیمین ناگهان امیلی لباشو محکم روی هم فشار داد و حتی نفس هم نکشید برای چندثانیه و نگاه متعجبشو به جیمین دوخت : اینطوری خوبه ، نفس بکش ماهزاده و شبت هم بخیر
امیلی ناگهان نفسشو بیرون داد که جیمین لبخندی زد و بعد زدن بوسهی نرمی رو موهاش اونو بیشتر توی اغوش کشید و سعی کرد با وجود رایحه رز و شکلاتی امیلی که همراهش بود ارامششو پیداکنه و برای چنددقیقه
هم که شده چشم روی هم بزاره
***
توی ماشین نشسته بودن و استفان جکسون و جیمین مدام با ایرفوناشون باهم در ارتباط بودن ؛ امیلی نگاهی به کریستینا که صندلی عقب کنارش نشسته بود انداخت اروم پرسید: جکسون چرا انقد تو خودشه؟
رادا : شاید چون دیشب رو کاناپه خوابید؟ یا چون گفتم استفان از تو کراش تره ؟
دیدگاه ها (۴)

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁸⁰-هيتام بعد مار...

فیک نویس https://wisgoon.com/mmanmmanimmmanmmani

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁷⁸و با نزدیک شدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط