پنجره!

پنجره!
بگشای از هم
چون کتابِ قصه‌ی خورشید
تا امیدم بازجوید
در صدف‌های دهانِ رنج
صبحِ مروارید تابش را
به ژرفاژرفِ
این دریای دورافتاده‌ی نومید!
دیدگاه ها (۱)

در اواسط دهه ۱۸۵۰، اتاق‌های عمل به سمت جنوب شرقی ساخته می‌شد...

موسیقی

پدرم نیست ...

🌙💤 لالایی عروسی در آسمان! 🌞💍 | شعر کودکانه فارسی کلاس اول با...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

انسان متحیر در ستایش جزئیات این جهان هستی است..متحیر از ؛تفا...

ترانه های قدیمی.دو ترانه ی قدیمی ست چشم های روشن ات!

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

the end-part 1

آدم‌هایی بودیم که با نقشه‌های بزرگ در سر و چشم‌های روشن از ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط