{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید / پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید / یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

عاقل به قوانین خرد راه تو پوید / دیوانه برون از همه آیین تو جوید

تا غنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید / هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید

بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه

بیچاره بهائی که دلش زار غم توست /هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست

امید وی از عاطفت دم به دم توست / تقصیر خیالی به امید کرم توست

یعنی که گنه را به از این نیست بهانه
دیدگاه ها (۱)

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه بلبل به چمن زان گل رخسار نشا...

او خانه همی جوید و من صاحب خانههر در که زنم، صاحب آن خانه تو...

رفتم به درِ صومعهٔ عابد و زاهددیدم همه را پیش رُخَت راکع و س...

شیخ بهایی » دیوان اشعارتاکی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود ا...

تاکی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانهخ...

‍ #شعر#شیخ_بهاییتاکی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژ...

تاکی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانهخ...

تاکی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانهخ...

تقصیر ، خیالی به امیدِ کَرَمِ توستیعنی که گنه را به از این ن...

تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط