{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اونشان داده به من ظاهر خوش رویش را

اونشان داده به من ظاهر خوش رویش را
پشت سرداده به مردم گُلِ گیسویش را"*
وای از دلبر بی رحم که با قهر به من...
کرده اثبات توانمندی و نیرویش را
وای بر حال دل من که شده امیدم
که ببویم ز صبا صبح دمی بویش را
هر شب و روز دعا روی لبم دارم و ذکر
که ببوسم شبی محراب دو ابرویش را
به خدا با همه ی جنت اعلا ندهم
لذت بودن یک لحظه به پهلویش را
کاشکی شانه شود دست من و نیمه شبی
بزنم بوسه به انگشت، خَم مویش را
هرکسی هرچه دلش خواست بگوید، اما
می زنم با مژه جارو گذر کویش را
هیچکس حال مرا درک نکرده به جهان
اونشان داده به من ظاهر خوش رویش را
دیدگاه ها (۲)

عشقت آموخت به من رمز پریشانی راچون نسیم از غم تو بی سرو ساما...

چه گرمی ، چه خوبی ، شرابی ؟ چه هستی ؟بهاری ؟ گلی ؟ ماهتابی ؟...

من آن گلبرگ مغرورمکه می میرم ز بی آبیولی با ذلت و خواری ،پی ...

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زندبه دشت پر ملال ما پرنده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط