پارت۲
پارت۲
من که کُپ کرده بودم دیدم یهو برگشت و بالا تنه اش رو روم آورد و گفت:تازگیا خیلی کم بغلم میکنی و این آزارم میده متوجهی؟
+ببخشید عشقم از این به بعد بیشتر بغلت میکنم و هر جا که خواستم برم حتما قبلش بهت خبر میدم
لبخندِ نرمی رو لباش نشست
متقابل لبخند زدم
+حالا منو بخشیدی دیگه آره😢
_هنوز یه چی ندادی
بوسه ی سطحی ای به لباش زدم
+بفرما آقا سنجابه 😄
_حالا شد ^ ^
به همون حالم بغلم کرد
+میگم هوپی...
از بغلم اومد بیرون
_جانم
+عهههه چیزه...میگم ..میشه لطفا برم جشن تولد👈👉
_مشکوک میزنیاااا حالا تولد کییی؟🤨
+عهه خوب ..تولد هیونجین 😁🥺
_کیا اونجا هستن🤨
+خوب میاااا،راحیییل...عههه زهره،فیلیکس،،،😁لینوووو،...عه چانگبین....سونگمین...
_وایییی بازم اون پسره بیشعور؟؟؟😡😡(خیلی ببخشید)
+عهههه هوپییی بیچاره مگه چیکار کرده خوب ...بعدشم من اونو فقط به عنوان یه برادر بزرگتر میبینم نه چیز دیگه ای تنها سنجاب من تویی فهمیدی
_باشه حالا خرم نکن...حالا اگه نزارم بری چی؟
+هیچی عشقم ...فوقش تا یه ماه باهات قهرم،شبا پیشت نمیخوابم که صبحا از بی خوابی زیر چشمات گودی بیوفته،بهت محل نمیدم، بهت توجه نمیکنم...
داشتم میگفتم که
_باشه باشه غلط کردم برو فقط کی بر میگردی
_اوووممم ساعتای یازده زنگ میزنم خودت بیا دنبالم
انگشت اشاره اش رو سمتم گرفت و گفت: باشه ولی مواظب باش زیاد بهشون نزدیک نمیشی باهاشون گرم نمیگیری لباس خیلی باز نمیپوشی زیادی...
+زیادی آرایش نمیکنم باشه بابا عهههه چرا انقدر تند تند و جدی باهام حرف میزنی بی تر ادب
_چون دیوونتمممممممممممممممم😄
+😂
خلاصه رفتم تولد و خوش گذشت و آره دیگه
پایااااااااان💃
من که کُپ کرده بودم دیدم یهو برگشت و بالا تنه اش رو روم آورد و گفت:تازگیا خیلی کم بغلم میکنی و این آزارم میده متوجهی؟
+ببخشید عشقم از این به بعد بیشتر بغلت میکنم و هر جا که خواستم برم حتما قبلش بهت خبر میدم
لبخندِ نرمی رو لباش نشست
متقابل لبخند زدم
+حالا منو بخشیدی دیگه آره😢
_هنوز یه چی ندادی
بوسه ی سطحی ای به لباش زدم
+بفرما آقا سنجابه 😄
_حالا شد ^ ^
به همون حالم بغلم کرد
+میگم هوپی...
از بغلم اومد بیرون
_جانم
+عهههه چیزه...میگم ..میشه لطفا برم جشن تولد👈👉
_مشکوک میزنیاااا حالا تولد کییی؟🤨
+عهه خوب ..تولد هیونجین 😁🥺
_کیا اونجا هستن🤨
+خوب میاااا،راحیییل...عههه زهره،فیلیکس،،،😁لینوووو،...عه چانگبین....سونگمین...
_وایییی بازم اون پسره بیشعور؟؟؟😡😡(خیلی ببخشید)
+عهههه هوپییی بیچاره مگه چیکار کرده خوب ...بعدشم من اونو فقط به عنوان یه برادر بزرگتر میبینم نه چیز دیگه ای تنها سنجاب من تویی فهمیدی
_باشه حالا خرم نکن...حالا اگه نزارم بری چی؟
+هیچی عشقم ...فوقش تا یه ماه باهات قهرم،شبا پیشت نمیخوابم که صبحا از بی خوابی زیر چشمات گودی بیوفته،بهت محل نمیدم، بهت توجه نمیکنم...
داشتم میگفتم که
_باشه باشه غلط کردم برو فقط کی بر میگردی
_اوووممم ساعتای یازده زنگ میزنم خودت بیا دنبالم
انگشت اشاره اش رو سمتم گرفت و گفت: باشه ولی مواظب باش زیاد بهشون نزدیک نمیشی باهاشون گرم نمیگیری لباس خیلی باز نمیپوشی زیادی...
+زیادی آرایش نمیکنم باشه بابا عهههه چرا انقدر تند تند و جدی باهام حرف میزنی بی تر ادب
_چون دیوونتمممممممممممممممم😄
+😂
خلاصه رفتم تولد و خوش گذشت و آره دیگه
پایااااااااان💃
- ۵۹
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط