{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دردا که از آن آهویٖ مشکین سیه چشم

دردا که از آن آهویٖ مشکین سیه چشم

چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد

#حافظ
دیدگاه ها (۲۳)

سنجاق کن...دوستت دارم هایِ مراسمتِ غربِ سینه ات ..تا قلبت بش...

آیینه ی تاریخ تو را درد شکسته استاما تو نه تاریخ شناسی نه طب...

همه ی دنیا را رها کرده امهمه ی آدم ها را هم همینطورچسبیده ام...

توی بهشت هم اگر بی رضایت خودت بروی برایت بدل می‌شود به جهنم....

شاد کن جان من که غمگین است رحم کن بر دلم که مسکین استروزی او...

اقای شهید و عزیز

پناه از آن‌چه دیده‌ام ، به چشم‌های تو. از چشم‌های پر سوال تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط