{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خوش برآمد آن گل صدبرگ من

خوش برآمد آن گل صدبرگ من
سبزتر شد سبزه زارم اندکی

صبحدم آن صبح من زد یک نفس
زان نفس من برقرارم اندکی...

مولانا
دیدگاه ها (۱)

این زیباترین کافه دنیا بود.با همین والورها و علاالدین هایی ک...

چشمانتآخرین چیزی‌ستکه از میراثِ عشق،باقی می‌ماند!

در نبندیم به نور ، به آرامش پر مهر نسیمرو به این پنجره با شو...

با رخ زرد و دم سَرد و سر پر سودابر سر کوی غمش منتظر یک دیدار...

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانیمارا ز سر بریده می ترسانی؟!ما گر زس...

Beauty and the Beast...

پارت ۱۸۷ شب عروسی...بعد از رفتن آخرین مهمان، به خانه برگشتند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط