{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ـ گوشه‌ی دفترش نوشته بود :

ـ گوشه‌ی دفترش نوشته بود :
به راستی چندمین بهار ِ نبودن ِ #طو است؟😊



#دلنویس




نباید جنگ می‌شد،
من هنوز #طو را به آغوش نفشرده‌ام
نبوسیده‌ام،
در آغوشت نگریسته‌ام،
نخوابیده‌ام،
آرام نشده‌ام . . .
نباید جنگ می‌شد،
ما هنوز آرزوهای محقق نشده‌ی بسیاری داشتیم،
و زیاد دویده‌ بودیم و زیاد جنگیده‌ بودیم،
تا به اینجای راه برسیم
و جنگ، رنج نابهنگامی بود‌.
لطفا از خودت
و از دست‌ها
و نگاه
و بوسه‌ها
و آغوشت مراقبت کن
و فراموش نکن که #دوستت_دارم،
زیاد دوستت دارم،
آن‌ هم در شرایطی که
کسی به دوست داشتن فکر هم نمی‌کند،
همه می‌خواهند زنده بمانند ♥️🥲.


#برای_این_روزها
#حرفهایی_که_نزدیم


#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

سلام بر کسانی‌ ك بلد نیستند بگویند «دوستت دارم» اما هر روز، ...

نباید جنگ می‌شد! من هنوز تو را به آغوش نفشرده‌ام، نبوسیده‌ام...

گفت: چه زمانی همدیگر را خواهیم دید؟گفتم: بعد از جنگ!گفت: جنگ...

قبل از اينكه ديگران پيداى‌مان كنند،بيا پيدا كنيم يكديگر را.....

•‹حالِ مرا از شعرهایم بو نخواهی بردمن پشتِ شعری که نخواهم گف...

عاشقی نکردن تو پاییز مثل نرفتن به اردوی مدرسه است؛تا آخرین ر...

إنّ النِّساء يا ولدي يَعِشْنَ بِالكلِمَةويَمُتْنَ مِن كلِمَة...

از خیاطی پرسیدند:     زندگی یعنی چه ؟     گفت : دوختن پارگی ...

❉᭄͜͡l𝐓𝐔𝐑𝐊❉᭄͜͡                    🎶🎶🎵🎵🄼🅄🅂🄸🄲🄰🄻ای منظورتمــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط