میشه کسی را تا سر حد مرگ دوست داشت اما او را هیچ گاه نبخ
میشه کسی را تا سر حد مرگ دوست داشت اما او را هیچ گاه نبخشید..!️😊
#دلنویس
بعضی آدمها مثل «فصلهای دروغین» میمانند؛ در آغاز، چنان آفتابِ دلچسب و بهاریِ گرمی دارند که تو تمام سپرهایت را زمین میگذاری و رختِ اعتماد بر تن میکنی. آنها با واژگانی صیقلخورده و رفتاری که بویِ «امنیت» میدهد وارد میشوند، اما دریغ که این تنها ویترینِ جذابی برای یک ویرانه است.
به مرور، آن گرمایِ نخستین جایش را به یخی گزنده میدهد. این افراد تو را با یک ضربهی ناگهانی نمیکشند، بلکه با «فرسایش» از پا در میآورند. با سردیهایِ بیدلیل، با سکوتهایِ تنبیهی و با چنان تغییرِ رویهای که تو را مدام در جستجویِ آن آدمِ مهربانِ روزهای اول، به دویدن وا میدارند. تو در تلهی یک «نوستالژیِ زودرس» میافتی؛ به امید بازگشتِ آن نسخهی موجه، تمامِ جانت را خرجِ کسی میکنی که هر روز با بیلیاقتی، بخشی از روحِ تو را میخراشد.
فاجعه آنجاست که تو برای بازگرداندنِ آن تصویرِ زیبایِ نخستین، تمامِ جانت را خرج میکنی؛ غافل از اینکه آن آدمِ مهربانِ اول، هرگز وجود نداشت؛ او فقط قلابی بود که برای شکارِ آرامشِ تو طراحی شده بود. برخی آدمها، پناهگاه نیستند؛ آنها فقط راهزنانِ حرفهایِ احساساند.
در پایان، تو میمانی و روحی که از شدتِ خیره ماندن به یک سراب، دچارِ خستگیِ مفرط شده است. بزرگترین درسِ این آشناییها، نه اعتمادِ دوباره، بلکه آموختنِ این نکته است: هر لبخندی، شناسنامهی اصالتِ یک آدم نیست.👌🏻🥲😊
#حرفهای_ناگفته
#ز_مثل_زخم_عشق
#سبز_متروک
#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
#دلنویس
بعضی آدمها مثل «فصلهای دروغین» میمانند؛ در آغاز، چنان آفتابِ دلچسب و بهاریِ گرمی دارند که تو تمام سپرهایت را زمین میگذاری و رختِ اعتماد بر تن میکنی. آنها با واژگانی صیقلخورده و رفتاری که بویِ «امنیت» میدهد وارد میشوند، اما دریغ که این تنها ویترینِ جذابی برای یک ویرانه است.
به مرور، آن گرمایِ نخستین جایش را به یخی گزنده میدهد. این افراد تو را با یک ضربهی ناگهانی نمیکشند، بلکه با «فرسایش» از پا در میآورند. با سردیهایِ بیدلیل، با سکوتهایِ تنبیهی و با چنان تغییرِ رویهای که تو را مدام در جستجویِ آن آدمِ مهربانِ روزهای اول، به دویدن وا میدارند. تو در تلهی یک «نوستالژیِ زودرس» میافتی؛ به امید بازگشتِ آن نسخهی موجه، تمامِ جانت را خرجِ کسی میکنی که هر روز با بیلیاقتی، بخشی از روحِ تو را میخراشد.
فاجعه آنجاست که تو برای بازگرداندنِ آن تصویرِ زیبایِ نخستین، تمامِ جانت را خرج میکنی؛ غافل از اینکه آن آدمِ مهربانِ اول، هرگز وجود نداشت؛ او فقط قلابی بود که برای شکارِ آرامشِ تو طراحی شده بود. برخی آدمها، پناهگاه نیستند؛ آنها فقط راهزنانِ حرفهایِ احساساند.
در پایان، تو میمانی و روحی که از شدتِ خیره ماندن به یک سراب، دچارِ خستگیِ مفرط شده است. بزرگترین درسِ این آشناییها، نه اعتمادِ دوباره، بلکه آموختنِ این نکته است: هر لبخندی، شناسنامهی اصالتِ یک آدم نیست.👌🏻🥲😊
#حرفهای_ناگفته
#ز_مثل_زخم_عشق
#سبز_متروک
#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
- ۴.۰k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط