سایه

سایه با من گوید:!
از چه رو هیچ کس همراهت نیست؟!
گفتمش حسرت دل گشته که من ما بشود
ما نشد بخت من گنگ در این جور زمان
بس کن این صحبت جانسوز مگو
تو بگو در بر من می مانی...؟؟؟!!!
#بهروز_بنده_مسئول
#شعر
#سایه
#غمگین
#حسرت
#همراه
دیدگاه ها (۱)

آزار

دریا

ای گل

مارا نمی خواهد

مریم یوسفی نصیری نژاد

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

#پیرمرد ی تمام عمرش را بین #بازار و #کوچه سر می کردهرکسی بار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط